رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٢٥ - احكام معاشرت و روابط اجتماعى و بين المللى
او بيان كند، بلكه چنانچه هر مطلبى را درباره او نقل كند كه اگر در حضور او بيان مىكرد ناراحت مىشد، غيبت محسوب مىشود.
«مسأله ٢٧٩٠» اگر انسان از مسلمانى غيبت كرده باشد، بنابر احتياط واجب چنانچه ممكن باشد و مفسدهاى پيدا نشود، بايد به هر وسيله ممكن از او حلاليت بخواهد و اگر ممكن نباشد يا گفتن به او موجب مفسده شود، براى او از خداوند طلب آمرزش نمايد و در صورتى كه غيبت يا تهمتى نسبت به او انجام داده باشد كه سبب شكست و وهن او شده باشد، بايد آن را جبران و برطرف نمايد.
«مسأله ٢٧٩١» در برخى موارد غيبت حرام نيست. در اين رابطه فقها موارد زير را از حرمت غيبت استثنا نمودهاند:
اوّل: غيبت از شخصى كه متظاهر به فِسْق باشد نسبت به همان فسقى كه به آن تظاهر مىكند.
دوم: غيبت كردن مظلومى كه در مقام استمداد و تظلّم است نسبت به كسى كه به او ظلم كرده و در خصوص ظلمى كه به او شده است.
سوم: موردى كه انسان براى دفع ظلم از خود، در صدد به دست آوردن راهى مشروع باشد.
چهارم: آگاه نمودن مشورت كننده نسبت به عيوب شخص مورد مشورت.
پنجم: جايى كه انسان در صدد بازداشتن شخص مورد غيبت از گناه يا دفع ضرر از او و يا از بين بردن ريشه فساد باشد.
ششم: بيان نقاط ضعف شهود نزد حاكم شرع.
هفتم: جايى كه عيبِ شخص، صفت معروف و مشهور او شده باشد و بدون قصد عيبجويى به قصد معرفى آن را بيان كند.
هشتم: موردى كه انسان در صدد ابطال و ردّ مطلب باطلى باشد و بدون ذكر نام صاحب آن مطلب، ردّ آن عملى نباشد.
نهم: جايى كه عيب شخص بين ناقل و شنونده معلوم و روشن باشد، مگر اين كه