رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٦٤ - قضاى نماز و روزه پدر
«مسأله ١٤٣١» اگر پدر بعد از داخل شدن وقت نماز و گذشتن مقدارى از آن كه مىتوانسته در آن مدّت نماز بخواند بميرد، بر پسر بزرگتر لازم است آن نماز را بدون نيّت ادا و قضا و به قصد ما فى الذمّه از طرف پدر بجا آورد.
«مسأله ١٤٣٢» اگر پسر بزرگتر براى انجام قضاى نماز و روزه پدر شخصى را اجير كند، اجير بايد نماز و روزه را به نيابت از ميّت بجا آورد نه به نيابت از پسر.
«مسأله ١٤٣٣» اگر پسر بزرگتر شك داشته باشد كه پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه، چيزى بر او واجب نيست.
«مسأله ١٤٣٤» اگر پسر بزرگتر بداند كه پدر او نماز قضا داشته و شك كند كه بجا آورده يا نه، بايد آنها را قضا نمايد.
«مسأله ١٤٣٥» اگر معلوم نباشد پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچكدام از پسرها واجب نيست؛ ولى احتياط مستحب آن است كه نماز و روزه او را بين خود قسمت كنند يا براى انجام آنها قرعه بزنند.
«مسأله ١٤٣٦» كسى كه قضاى نماز پدر به عهده اوست، لازم نيست فوراً آنها را بجا آورد، اگرچه بهتر است به تأخير نيندازد.
«مسأله ١٤٣٧» اگر ميّت وصيّت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند، بعد از آن كه اجير نماز و روزه او را به نحو صحيح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.
«مسأله ١٤٣٨» اگر پسر بزرگتر بخواهد قضاى نماز پدر را بخواند، بايد در اجزا و شرايط نماز و احكام شك و سهو، بر طبق تكليف خود عمل كند.
«مسأله ١٤٣٩» كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود، هر كدام را اوّل بجا آورد صحيح است.
«مسأله ١٤٤٠» پسرى كه مكلّف نشده ولى خوب و بد را تشخيص مىدهد و نماز و روزه خود را به نحو صحيح به جا مىآورد، مىتواند قضاى نماز و روزه پدر خود را بجا آورد.
«مسأله ١٤٤١» اگر پسر بزرگتر پيش از آن كه نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد، بر پسر دوم چيزى واجب نيست، مگر اين كه قبل از گذشتن زمانى كه در آن مدّت