رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٠٣ - مراتب امر به معروف و نهى از منكر
«مسأله ٢٢٢٨» اگر بداند نصيحت تأثير ندارد، واجب است با احتمال تأثير، به نحو الزامى امر و نهى كند و اگر جز با تشديد در گفتار و تهديد بر مخالفت تأثير نكند، تشديد و تهديد لازم است، لكن بايد از دروغ و معصيت ديگر احتراز شود.
«مسأله ٢٢٢٩» براى جلوگيرى از معصيت، ارتكاب معصيت ديگر، مثل فحش و دروغ و اهانت جايز نيست، مگر آن كه معصيت، از چيزهايى باشد كه مورد اهتمام شارع مقدس باشد و به هيچ وجه به آن راضى نباشد؛ مثل قتل نفس محترمه كه در اين صورت بايد به هر نحو ممكن از آن جلوگيرى نمايد.
«مسأله ٢٢٣٠» اگر گناهكار جز به جمع ما بين مرتبه اوّل و دوم از انكار، ترك معصيت نكند، جمع واجب است؛ به اين نحو كه هم از او اعراض كند و ترك معاشرت نمايد و با چهره عبوس با او برخورد كند و هم او را با زبان امر به معروف و نهى از منكر كند.
* مرتبه سوم: توّسل به زور و جبر؛ پس اگر بداند يا اطمينان داشته باشد كه كسى جز با اعمال زور و جبر ترك منكر نمىكند يا واجب را بجا نمىآورد، اين كار واجب است، لكن بايد از مقدار لازم تجاوز نكند.
«مسأله ٢٢٣١» اگر جلوگيرى از معصيت با گرفتن دست گناهكار يا حائل شدن بين او و گناه يا خارج كردن او از محل ارتكاب معصيت يا گرفتن ابزار گناه ممكن باشد، واجب است بدان عمل شود.
«مسأله ٢٢٣٢» جايز نيست اموال محترم گناهكار را تلف كند، مگر آن كه لازمه جلوگيرى از معصيت باشد كه در اين صورت اگر اموال محترم گناهكار را با اجازه حاكم شرع جامع الشرايط تلف كند، ضامن نيست و در غير اين صورت، ضامن و گناهكار است.
«مسأله ٢٢٣٣» اگر جلوگيرى از معصيت تنها با حبس نمودن گناهكار يا ممنوعيّت ورود او به محلّى ممكن باشد، با مراعات مقدار لازم و با اجازه حاكم شرع جامع الشرايط واجب است.
«مسأله ٢٢٣٤» اگر جلوگيرى از معصيت بر كتك زدن و سخت گرفتن بر گناهكار متوقّف باشد، جايز است، ولى بايد زياده روى نشود و بهتر است در اين صورت از