رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٤٩ - مسائل متفرّقه زناشويى
است وگرنه باطل است.
«مسأله ٢٩١٢» اگر پدر و جدّ پدرى بخواهند براى محرم شدن- يك ساعت يا دو ساعت- زنى را به عقد پسر نابالغ خود در آورند يا دختر نابالغ خود را براى محرم شدن به عقد كسى درآورند، در صورتى صحيح است كه به مصلحت طفل باشد و به طور جِدّى قصد انشاى عقد را داشته باشند و بنابر احتياط پسر و دختر قابل استمتاع باشند وگرنه تنها براى محرميّت، صيغه خواندن خالى از اشكال نيست.
«مسأله ٢٩١٣» اگر پدر يا جدّ پدرى، طفل خود را كه در محلّ ديگرى است و نمىداند زنده است يا مرده، براى محرم شدن به عقد كسى درآورد، در صورتى كه قصد جِدّى حاصل شود و امكان استمتاع هم باشد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مىشود و چنانچه بعداً معلوم شود كه در هنگام عقد آن طفل زنده نبوده، عقد باطل است و كسانى كه به واسطه عقد ظاهراً محرم شده بودند، نامحرمند.
«مسأله ٢٩١٤» اگر مرد مدّت متعه را ببخشد، چنانچه با زن آميزش كرده باشد، بايد تمام چيزى را كه به عنوان مهر قرار گذاشته به او بدهد و اگر آميزش نكرده باشد، بايد نصف چيزى را كه به عنوان مهر قرار گذاشتهاند به او بدهد.
«مسأله ٢٩١٥» مرد مىتواند زنى را كه متعه او بوده، پس از تمام شدن مدت متعه و يا بخشيدن مدت آن و در حالى كه هنوز عدّهاش تمام نشده، به عقد دائم يا موقّت خود در آورد.
مسائل متفرّقه زناشويى
«مسأله ٢٩١٦» كسى كه به واسطه نداشتن همسر به حرام مىافتد، واجب است ازدواج كند.
«مسأله ٢٩١٧» اگر مسلمانى منكر خدا يا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شود يا حكم ضرورى دين- يعنى حكمى كه مسلمانان جزء دين اسلام مىدانند، مثل واجب بودن نماز و روزه- را انكار كند، در صورتى كه انكار آن حكم به انكار خدا يا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برگردد و با توجه به اين موضع آن را انكار كند، «مرتدّ» است.
«مسأله ٢٩١٨» مرتد بر دو قسم است: