رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٨٩ - دوم ضمانت قهرى
فقط در محدوده شناخت و اطّلاعات خود مىتواند طبابت كند و در هر موردى كه بيمارى يا داروى آن را نتواند تشخيص دهد، نبايد دخالت كند و اگر معالجه نمايد و بيمار دچار عوارض ناگوارى شود، ضامن مىباشد، زيرا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم فرموده: «هر كس طبابت كند و عالم به علم طب نباشد، ضامن است.»[١] «مسأله ٢٦٢٥» اگر پزشك با بيمار يا ولىّ او شرط عدم ضمان كند، يعنى به او بگويد: «اگر ضررى به بيمار برسد ضامن نيستم»، در صورتى كه پزشك حاذق باشد و دقّت و احتياط لازم را در معالجه رعايت نمايد و در عين حال به بيمار ضررى برسد، ضامن نيست.
«مسأله ٢٦٢٦» اگر پزشك دارويى را تعريف كند يا بگويد: «درمان فلان درد با فلان داروست» و بيمار با اختيار و فهم خود دارو را با بيمارى خود منطبق نموده و مصرف كند، پزشك در برابر عوارض آن ضامن نيست.
«مسأله ٢٦٢٧» اگر پزشك نسخه نوشته و دستور مصرف دارو دهد به گونهاى كه بيمار از خود اختيارى نداشته و به واسطه اعتماد به دستور پزشك دارو را مصرف نمايد، چنانچه در معالجه خطا كرده و به بيمار ضررى برسد يا بميرد، ضامن خواهد بود.
«مسأله ٢٦٢٨» اگر پزشك با دست خود به بيمار دارو بدهد و يا آمپول تزريق نمايد و عوارضى پيش آيد، مسئول مىباشد، مگر اين كه شرط عدم ضمان كند و احتياط لازم را بنمايد.
«مسأله ٢٦٢٩» اگر موقعيّتى پيش آيد كه تسريع در معالجه لازم باشد و شرط عدم ضمان يا اجازه گرفتن از بيمار يا ولىّ او ميسّر نباشد، چنانچه پزشك با احتياط لازم اقدام به معالجه كند، ضامن نيست.
«مسأله ٢٦٣٠» اگر بيمار يا ولىّ او شرط عدم ضمان را از پزشك قبول نكنند، چنانچه جان بيمار در خطر نباشد يا اين كه مراجعه به پزشك ديگرى ممكن باشد، پزشك مىتواند بيمار را رها كرده و معالجه ننمايد و اگر جان بيمار در خطر باشد و
[١]- سنن ابن ماجه، ح ٣٤٦٦- كنز العمّال، ج ١٠، ص ٣٢، ح ٢٨٢٢١.