رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٨٨ - احكام حج
عناوين ديگرى او را به حجّ مىبرند و مىتواند با انجام كارهاى خدماتى، بدون زحمت حجّ كامل را بجا آورد و هزينه افراد تحت تكفّل خود را نيز تا هنگام برگشت دارد، پس از پذيرفتن مسؤوليت اين قبيل خدمات، حجّ بر او واجب مىشود و اين قبيل افراد لازم نيست بعد از برگشتن سرمايه و ملكى داشته باشند.
«مسأله ٢١٦٧» اگر كسى توشه راه و وسيله سفر حجّ را نداشته باشد و ديگرى به او بگويد: «حجّ بجا بياور، من خرج تو و افراد تحت تكفّل تو را هنگامى كه در سفر حجّ هستى مىدهم»، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه خرج او را مىدهد، حجّ بر او واجب مىشود.
«مسأله ٢١٦٨» اگر خرجى رفت و برگشت و خرجى افراد تحت تكفّل كسى را در مدّتى كه به مكّه مىرود و برمىگردد به او ببخشند و با او شرط كنند كه حجّ كند، اگرچه قرض داشته باشد و در هنگام برگشتن هم مالى كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد، بايد قبول نمايد و حجّ بر او واجب مىشود.
«مسأله ٢١٦٩» اگر مخارج رفت و برگشت و مخارج افراد تحت تكفّل كسى را در مدّتى كه به مكّه مىرود و برمىگردد به او بدهند و بگويند: «حجّ بجا بياور» ولى ملك او نكنند، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه از او پس نمىگيرند، حجّ بر او واجب مىشود.
«مسأله ٢١٧٠» اگر مقدارى مال كه براى حجّ كافى است به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكّه خدمتگزارى كسى كه مال را داده بنمايد، واجب نيست آن را قبول نمايد.
«مسأله ٢١٧١» اگر مقدارى مال به كسى بدهند و حجّ بر او واجب شود، چنانچه حجّ نمايد- هر چند بعداً مالى از خود پيدا كند- ديگر حجّ بر او واجب نمىشود.
«مسأله ٢١٧٢» اگر براى تجارت، مثلًا تا جدّه برود و مالى به دست آورد كه بتواند از آن جا با آن به مكّه رود و بقيه شرايط استطاعت را نيز دارا باشد، بايد حجّ به جا آورد و در صورتى كه حجّ نمايد- اگرچه بعداً مالى پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكّه