رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٥٤ - ٢- ده روز اقامت
«مسأله ١٣٦٩» مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلّى بماند، لازم نيست قصد ماندن شب اوّل يا شب يازدهم را داشته باشد و همين كه قصد كند از اذان صبحِ روز اوّل تا غروب روز دهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين اگر مثلًا قصد او اين باشد كه از ظهر روز اوّل تا ظهر روز يازدهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند.
«مسأله ١٣٧٠» مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلّى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در يك جا بماند؛ پس اگر بخواهد مثلًا ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و رى بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
«مسأله ١٣٧١» در وحدت يا تعدّد محل، نظر عرف تعيين كننده است؛ پس اگر در يك شهر قصد ده روز كند، رفت و آمد او به محلّههاى آن شهر مانعى ندارد، هر چند آن شهر بزرگ باشد، مگر آن كه محلّههاى آن شهر به گونهاى از يكديگر دور و جدا باشند كه چند محل حساب شوند و شخصى را كه از يك محلّه به محلّه ديگر رفته، مسافر حساب كنند.
«مسأله ١٣٧٢» اگر مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلّى بماند، از اوّل قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آن محل برود، چنانچه جايى كه مىخواهد برود جزء اطراف محل اقامت يا از بستانها و مزارع و باغات اطراف آن باشد به گونهاى كه رفتن به آنجا منافى با صدق اقامت در بلد نباشد، بايد در تمام ده روز نماز را تمام بخواند و اگر بخواهد تا كمتر از چهار فرسخ برود، چنانچه در نيّت او باشد كه در بين ده روز فقط يك مرتبه برود و رفتن و برگشتن بيش از دو ساعت زمان نبرد، ضررى به قصد اقامت اونمىزند.
«مسأله ١٣٧٣» مسافرى كه تصميم ندارد ده روز در جايى بماند، مثلًا قصد او اين است كه اگر رفيقش بيايد يا منزل خوبى پيدا كند ده روز بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
«مسأله ١٣٧٤» كسى كه تصميم دارد ده روز در محلّى بماند، اگر احتمال بدهد كه براى ماندن او مانعى پيشآيد، در صورتى كه مردم به احتمال او اعتنايى نكنند، بايد نماز را تمام بخواند.
«مسأله ١٣٧٥» اگر مسافر بداند كه مثلًا ده روز يا بيشتر به آخر ماه مانده و قصد كند كه تا آخر ماه در جايى بماند، بايد نماز را تمام بخواند؛ ولى اگر نداند تا آخر ماه چند روز