رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٠٢ - مراتب امر به معروف و نهى از منكر
«مسأله ٢٢٢١» اگر در اين مرتبه درجاتى باشد، لازم است با احتمال تأثير درجه خفيفتر، به همان اكتفا كند؛ مثلًا اگر احتمال مىدهد كه با ترك تكلّم با او مقصود حاصل مىشود، به همان اكتفا كند و به درجه بالاتر عمل نكند، خصوصاً اگر گنهكار شخصى باشد كه اين نحو عمل موجب هتك او شود.
«مسأله ٢٢٢٢» اگر اعراض نمودن و ترك معاشرت با گنهكار، موجب شود كه او كمتر مرتكب معصيت شود يا احتمال بدهد كه موجب اين امر شود، واجب است، اگرچه بداند كه موجب ترك كامل معصيت نمىشود و اين امر در صورتى است كه با مراتب ديگر، نتواند كاملًا از معصيت جلوگيرى كند.
«مسأله ٢٢٢٣» اگر مراوده و معاشرت عالمان با ستمگران و سلاطين جور، موجب تخفيف ظلم آنها شود، بايد ملاحظه كنند كه آيا ترك معاشرت اهمّ است- زيرا ممكن است معاشرت موجب سستى عقايد مردم شود و موجب هتك اسلام و مراجع اسلام شود- يا تخفيف ظلم، پس هر كدام اهمّ باشد، به آن عمل كنند.
«مسأله ٢٢٢٤» اگر معاشرت و مراوده عالمان با ستمگران، شرعاً خالى از مصلحت باشد، نبايد معاشرت كنند زيرا اين امر موجب اتّهام آنها خواهد شد.
«مسأله ٢٢٢٥» اگر ارتباط عالمان با ستمگران، موجب تقويت يا تبرئه ستمگران در نزد افراد بىاطّلاع شود يا موجب جرأت آنها گردد يا موجب هتك مقام علم شود، ترك آن واجب است.
«مسأله ٢٢٢٦» هر يك از اقشار جامعه كه باعث ترويج مقاصد ستمگران و يا تقويت ظلم و شوكت آنان گردد، مرتكب عمل حرام مىگردد و بر ساير مسلمانان لازم است كه آنها را نهى كنند و اگر تأثير نكرد، از آنها اعراض كرده و با آنها معاشرت و معامله نكنند.
* مرتبه دوم: امر و نهى به زبان؛ پس با احتمال تأثير و وجود ساير شرايطى كه گذشت، واجب است اهل معصيت را نهى كنند و ترك كننده واجب را به انجام آن امر نمايند.
«مسأله ٢٢٢٧» اگر احتمال بدهد كه گنهكار با موعظه و نصيحت، گناه را ترك كند، موعظه و نصحيت لازم است و نبايد از آن تجاوز كند.