رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٤٠ - زن هايى كه ازدواج با آنها حرام است
«مسأله ٢٨٥٥» اگر زنى را براى خود عقد كند، دائم باشد يا موقّت، تا وقتى كه آن زن در عقد اوست، نمىتواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.
«مسأله ٢٨٥٦» اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مىشود، طلاق رجعى دهد، در بين عدّه نمىتواند خواهر او را عقد نمايد، بلكه در عدّه طلاق بائن هم كه بعد بيان مىشود، احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر او خوددارى نمايد امّا در مدّت عدّه ازدواج موقّت- اگرچه بائن است- احتياط واجب آن است كه با خواهر او ازدواج نكند.
«مسأله ٢٨٥٧» انسان نمىتواند بدون اجازه زن خود، با خواهرزاده يا برادرزاده او ازدواج كند؛ ولى اگر بدون اجازه زن خود آنان را عقد نمايد و بعد زن بگويد: «به آن عقد راضى هستم»، اشكال ندارد.
«مسأله ٢٨٥٨» اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده يا خواهرزاده او را عقد كرده و حرفى نزند، چنانچه بعد رضايت ندهد عقد آنان باطل است، بلكه اگر از حرف نزدن زن هم معلوم باشد كه باطناً راضى بوده است، احتياط واجب آن است كه شوهر زن با طلاق از برادرزاده يا خواهرزاده او جدا شود، مگر آن كه اجازه بدهد.
«مسأله ٢٨٥٩» انسان مىتواند با عمّه يا خاله همسر خود بدون اجازه او ازدواج نمايد.
«مسأله ٢٨٦٠» اگر انسان پيش از آن كه دختر عمّه يا دختر خاله خود را بگيرد، با مادر آنان زنا كند، ديگر نمىتواند با آنان ازدواج نمايد.
«مسأله ٢٨٦١» اگر با دختر عمّه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن كه با آنان آميزش كند، با مادر آنان زنا نمايد، عقد آنان اشكال ندارد.
«مسأله ٢٨٦٢» اگر با زنى غير از عمّه و خاله خود زنا كند، احتياط واجب آن است كه با دختر او ازدواج نكند، ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او آميزش كند و بعد با مادر او زنا كند، آن زن بر او حرام نمىشود و همچنين است اگر بعد از عقد و پيش از آن كه با همسرش آميزش كند با مادر او زنا نمايد، ولى در اين صورت احتياط مستحب آن است كه از آن زن جدا شود.