رساله توضيح المسائل - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٤١ - زن هايى كه ازدواج با آنها حرام است
«مسأله ٢٨٦٣» زن مسلمان نمىتواند به عقد كافر درآيد، مرد مسلمان هم نمىتواند با زنهاى كافر غير اهل كتاب- يهودى، مسيحى و زرتشتى- ازدواج كند، ولى ازدواج دائم يا موقّت با زنهاى اهل كتاب مانعى ندارد؛ البته چنانچه مردى همسر مسلمان داشته باشد، بدون اجازه او نمىتواند با زن كتابى ازدواج نمايد مگر آن كه او را متعه نمايد و مدّت ازدواجش بسيار كوتاه باشد.
«مسأله ٢٨٦٤» زن شوهردار اگر زنا بدهد، بنابر احتياط واجب بر زانى حرام ابدى مىشود، ولى بر شوهر خود حرام نمىشود و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد، بهتر است كه شوهر او را طلاق دهد، ولى بايد مهريّه او را بدهد.
«مسأله ٢٨٦٥» اگر با زنى كه در عدّه طلاق رجعى است زنا كند، بنابر احتياط واجب آن زن بر او حرام مىشود و اگر با زنى كه در عدّه ازدواج موقّت يا طلاق بائن يا عدّه وفات است زنا كند، بعد مىتواند او را عقد نمايد، اگرچه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عدّه ازدواج موقّت و عدّه وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.
«مسأله ٢٨٦٦» اگر با زن بىشوهرى كه در عدّه نيست زنا كند، بعد مىتواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند و بعد او را عقد نمايد و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد كند.
«مسأله ٢٨٦٧» اگر زنى را كه در عدّه مرد ديگرى است، براى خود عقد كند، عقدشان باطل است و نسبت به ازدواج بعدى آنان با يكديگر، مسأله سه صورت دارد:
اوّل: بين آنان آميزش صورت گرفته باشد كه در اين صورت بر يكديگر حرام ابدى هستند و ديگر نمىتوانند با يكديگر ازدواج نمايند.
دوم: بين آنان آميزشى صورت نگرفته باشد، ولى مرد و زن يا يكى از آن دو در حال عقد بدانند كه زن در عدّه است و بدانند كه ازدواج در حال عدّه حرام است كه در اين صورت نيز بر يكديگر حرام ابدى هستند.
سوم: بين آنان آميزشى صورت نگرفته باشند و هيچ كدام در حال عقد نمىدانستهاند