علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٥ - کتاب حلبی منبعی مکتوب در تألیف الکافی

٥٣. علي بن ابراهيم > محمد بن عيسى > يونس[٣٥٢] > عبيد الله الحلبي > رجل > ابي جعفر٧ (١).[٣٥٣]


[٣٥٢]. مجموعه رواياتى كه در منابع حديثى از يونس به يكى از افراد خاندان حلبی مى‌رسد، به شرح زير است:

[١] در دو روايت يونس مستقيماً از عبيد الله الحلبي روایت می‌کند: نخست، سند مذکور در الكافي (ج ٧، ص٣٥٢) ـ كه بحث آن خواهد آمد ـ و ديگر روایت مذکور در تهذيب الأحكام (ج٦، ص٢٢٧) با این سند: «عن علي بن ابراهيم، عن أبيه، عن اسماعيل بن مرار، عن يونس، عن عبيد الله بن علي الحلبي قال: قال ابو عبد الله٧ قال: أمير المؤمنين٧». مشابه همين سند در بشارة المصطفي (ص ١٤٣) به این صورت آمده است: «أخبرني الشيخ ابو محمد الحسن بن الحسين بن بابويه ـ إجازة و قراءة على ولده بعد أن نسخته من أصله سنة عشرة و خمسمائة ـ عن محمد بن الحسن بن الحسين، عن عمه ابي جعفر محمد بن علي بن بابويه الفقيه القمي قال: حدثني محمد بن علي بن ابراهيم، عن أبيه، عن إسماعيل بن مرار، عن يونس بن عبد الرحمن، عن يحيى الحلبي، عن ابي المعزى، عن يزيد بن خليفة قال: قال لي ابو عبد الله٧». هرچند عبارت محمد بن علي بن ابراهيم در بشارة المصطفي نادرست به نظر می‌رسد و باید صورت صحیح آن، علي بن ابراهيم باشد (زيرا طريق «علي بن ابراهيم، عن أبيه، عن اسماعيل بن مرار، عن يونس بن عبد الرحمن» از طرق مشهور الكافي است كه صد بار تكرار شده است)، اما با مقايسه سند تهذيب الأحكام و بشارة المصطفي و قراينى كه خواهد آمد، احتمال اشتباه در تهذيب الأحكام قوت مى‌يابد. یک روايت یونس نيز در معاني الأخبار (ص ٣٢، ح ٢) با واسطه از عبيد الله نقل شده است؛ به این سند: «أبي; قال: حدثنا محمد بن أحمد بن علي بن الصلت، عن عبد الله بن الصلت، عن يونس بن عبد الرحمن، عمن ذكره، عن عبيد الله بن الحلبي».

[٢] دو روایت در الکافی (ج ٤، ص٩١؛ ج٧، ص٢٧٨) با سند «علي بن إبراهيم، عن محمد بن عيسى، عن يونس، عن عبد الله بن مسكان، عن الحلبي» آمده است كه مراد از الحلبی، محمد الحلبي است. روایتی دیگر نیز از محمد الحلبی به واسطه مفضّل بن الصالح در الکافی (ج٨، ص٢٦٧) نقل شده است.

[٣] در هشت روايت (الكافي، ج٢، ص١٨٠؛ ج٧، ص٧٧، ١٢٥، ٢٤٦؛ رجال الكشي، ص٢٩٩؛ بشارة المصطفي، ص١٤٠، ١٤٣؛ تأويل الآيات الظاهرة، ص٧٨٧) يونس مستقيماً از یحیی الحلبي روایت می‌کند.

[٤] دو روایت در الكافي (ج٢، ص١١٤، ح٧ و ح ٩) با عبارت «يونس عن الحلبي رفعه قال: قال رسول الله٦» آمده است كه مراد از حلبی در آن، احتمالاً يحيى الحلبي است؛ اما در سند روایتی دیگر، در الکافی (ج٧، ص١٩٤، ح٣) تعبیر «يونس عن الحلبي» به طور مطلق آمده كه احتمال آن‌كه مراد از الحلبی در آن، عبيد الله باشد وجود دارد؛ زيرا در الفقيه (ج٤، ص٢٧، ح٥٠٠٣) آمده است: «في رواية الحلبي»، و شيخ طوسی نيز ـ كه مستقیماً از كتاب يونس نقل می‌کند ـ می‌گوید: «يونس بن عبد الرحمن، عن الحلبي».

با توجه به طبقه يونس و نقل مستقيم او از يحيى و ابن مسكان، و با بررسى اسنادى كه در آنها تصريح به عبيد الله شده و
آنچه به نحو مطلق آمده و احتمال مى‌رود كه مراد از آن، عبيد الله باشد، می‌توان نتیجه گرفت که نقل مستقيم يونس از عبیدالله بعيد به نظر مى‌رسد و احتمال سقط در اسناد وجود دارد؛ اما احتمال قوى‌تر، آن است که کاتبان نسخ، نام يحيى الحلبی (یا الحلبی) را، به اشتباه، به عبيد الله تبدیل کرده باشند؛ زيرا ـ چنان‌که گذشت ـ يونس يكى از راويان يحيى الحلبي است. افزون بر این، در رجال الکشی (ص ٤٨٨) می‌خوانیم: «قال نصر بن الصباح: لم يرو يونس عن عبيد الله و محمد ابني الحلبي قط و لا رآهما، و ماتا في حياة أبي عبد الله٧». به نظر مى‌رسد در همه مواردى كه يونس مستقیماً از الحلبی روايت مى‌كند، مراد يحيى الحلبی است.

مسأله‌ اینجاست که اگر در روایت متن بپذیریم یحیی الحلبی صحیح است، آيا يحيى الحلبي مى‌تواند با يك واسطه از امام باقر٧ روايت كند يا نه؟ پاسخ اين است كه در همه مواردى كه سند يحيى به امام باقر٧ ختم مى‌شود، میان او و امام٧ دو تن واسطه وجود دارد، مگر در روایاتی که او از طریق ابو بصير روایت می‌کند. در منابع حدیثی (مندرج در نرم افزار جامع الاحادیث)، میان يحيى و ابو بصير يكى از راويان ذيل واسطه‌اند: هارون بن خارجة، أبي سعيد المكاري، أبي الصباح الكناني، عبد الله بن مسكان، معلى أبي عثمان، سليمان بن داود، أيوب بن الحر، المثنى، عمران بن عليّ الحلبي، اسحاق بن عمار، ابي المغراء، خلف بن حماد. اما در برخی منابع (بصائر الدرجات، ص١٠٧ ح ٤؛ المحاسن، ج١ ص١٤٨ ح ٦٠؛ معاني الأخبار، ص٢١٥ ح١؛ تأويل الآيات الظاهرة، ص١٧٣)، عبارت «النضر بن سويد عن يحيى الحلبي عن أبي بصير» آمده که بنا بر آن، مي‌توان گفت یحیی می‌توانسته بدون واسطه از ابوبصیر روایت کند.

[٣٥٣]. همان، ج٧، ص٣٥٢.