علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٦

نمي‌شود.[٨٧٥] (همان گونه که مي‌توان انتظار داشت، سرسخت‌ترين دفاع از اين آموزه از سوي عالمي اخباري ـ که دل‌مشغول نجات احاديث است ـ صورت مي‌گيرد).[٨٧٦] وابستگي تياسر به آموزه جايگزيني، بيشتر مورد توجه بوده است[٨٧٧] و تياسر ‌تصريحاً يا تلويحاً، به طور طبيعي با احاديث ما گره خورده است.[٨٧٨]


[١٠]. در بروجردي، رساله توضيح المسائل، ص١٧٨ - ٨٠ و ديگر آثاري از اين دست که پيشتر به آنها اشاره شد، سخني درباره آموزه جايگزيني به ميان نمي‌آيد. به همين شکل بروجردي در رساله في القبله به اين مطلب اشاره‌اي نمي‌کند.

[١١]. يوسف بحراني استدلال مي‌کند که عمل اماميه طبق اين احاديث و عدم انکارشان، ضعف آنها را جبران مي‌کند و آنها: مجبورتان بعمل الاصحاب (حدائق، ج٦، ص٣٨٤، س١٩، جَبَرَ به معناي تثبيت و بستن استخوان شکسته است تا بهبود پيدا کند). در ادامه وي به ديدگاه پيشنهادي عاملي درباره مطلب متفاوتي، استشهاد مي‌کند که طبق آن بايد از احاديث معين داراي اسناد ضعيف که با مخالفت عملي جمهور روبرو نمي‌شود، تبعيت کرد (هذه الروايه و إن ضعف سندها، إلا أن عمل الطائفه عليها، و لا معارض لها، فينبغي العمل عليها، همان، ص٣٨٥، س٤، با استشهاد به سخن عاملي، مدارک، ج٣، ص٩٣، س٧، و مقايسه کنيد با همان، ص٨٢، س١٤؛ بحراني استفاده عاملي از اين استدلال را فرصت‌طلبانه مي‌داند). تا حدي قدمت اين رهيافت را در احترامي که شهيد اول نسبت به احاديث مشهور بين عالمان امامي از خود نشان مي‌دهد و پيش‌تر گذشت، مي‌توان ديد (ذکري، ج٣، ص١٥٩، س١٣ و ص١٨٤، س١٤). در همان حال بحراني اين ديدگاه شهيد اول (مدارک، ج٣، ص١٣٠، س١٥) را که تياسر مايه انحراف بيش از حد از قبله مي‌شود (الانحراف الفاحش)، به مثابه تلاشي نادرست جهت اجتهاد را در برابر نصوص وحياني قرار دادن، رد مي‌کند (اجتهاد في مقابله النصوص، حدائق، ج٦، ص٣٨٥، س٧). عالمي بعدتر اظهار مي‌دارد که توصيه قاعده‌مند به تياسر، بي‌وجه نيست (لا يخلو من قوه، نجفي، جواهر، ج٧، ص٣٧٧، س١).

[١٢]. طوسي، نهايه، ج١، ص٧٤، س١٥؛ کيدري، اصباح الشيعة، ص٦٢، س٦؛ محقق، المختصر النافع، ص٧٠، س١٢ (و هو بناءاً علي أنّ توجههم الي الحرم)؛ محقق، معتبر، ج٢، ص٦٩، س١٤؛ محقق رساله درباره تياسر، به نقل ابن فهد، مهذب، ج١، ص٣١٧، س٤، و مقايسه کنيد با ص٣١٤، س٨؛ علامه، منتهي، ج٤، ص١٧١، س٤؛ علامه، تذکره، ج٣، ص٩، س٧؛ کرکي، جامع، ج٢، ص٥٦، س١٥؛ شهيد ثاني، مسالک، ج١، ص١٥٥، س١٤؛ شهيد ثاني، روضه، ص٥٣٣، س١٩ (نيز ر.ك: همان، ص٥٣٤، س٩، جايي که اظهار مي‌دارد، کعبه‌گرايي، تياسر را ناممکن مي‌سازد)؛ عاملي، مدارک، ص١٣٠، س١٧؛ حر عاملي، وسائل، ج٤، ص٣٠٨، س١٥ (نيز مقايسه کنيد محسن فيض، وافي، ج٥، ٥٤٣، س٨)؛ مجلسي، بحار، ج٨٤، ص٥٣، س١؛ مجلسي، مرآة، ج١٥، ص٤٨٢، س١١؛ مجلسي، ملاذ، ج٣، ص٤٣٧، س٣. اما، همان گونه که ديده‌ايم، به شکلي اتفاقي شاهد عالماني هستيم که موضع کعبه‌گرا درباره قبله را با قبول تياسر تلفيق کرده باشند، مانند تأکيد ظريف احمد نراقي (مستدرک الشيعه، ج٤، ص١٩٣، س١) و نجفي (جواهر، ج٧، ص٣٧٧، س١٥).

[١٣]. براي مثال به تلويح در فقه الرضا، (منسوب به) علي الرضا، ص٩٨، س٧؛ مفيد، مقنعه، ص٩٦، س٥؛ سلار، مراسم، ص٦١، س١؛ کيدري، اصباح الشيعه، ص٦٢، س٦؛ و صراحتاً براي مثال در طوسي، نهايه، ج١، ص٧٤، س١٦؛ شاذان بن جبرائيل، ازاحة العلة، به نقل مجلسي، بحار، ج٨٤، ص٧٧، س٢٠؛ محقق، معتبر، ج٢، ص٦٩، س١٦؛ يحيي بن سعيد، جامع، ص٦٣، س١٢؛ علامه، مختلف، ج٢، ص٦٤، س١٥؛ علامه، منتهي، ج٤، ص١٧١، س٧.