شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١ - سخني براي اتمام مقال و روشنگري حال
شيخ صدرالدين قونوي در مفتاح الغيب و الشهود گفته است:
«فللوجود إن فهمت اعتباران: احدهما من كونه وجودا فحسب و هو الحق. وانه من هذا الوجه كما سبقت الاشارة اليه لا كثرة فيه و لا تركيب ولا صفة ولا نعت ولا اسم ولا رسم ولا نسبة ولا حكم، بل وجود بحت. وقولنا «وجود» هو للتفهيم لا ان ذلك اسم حقيقي له، بل اسمه عين صفته وصفته عين ذاته [١]؛ وجود اگر نيك دريابي دو اعتبار دارد: يكي فقط از ناحيه وجود بودنش، و آن حق تعالي است. و از اين جهت، چنان كه قبلًا اشاره كرديم، نه كثرت دارد نه تركيب نه صفت نه نمت نه اسم نه رسم نه نسبت و نه حكمي، بلكه وجود محض است و اين كه ميگوييم «وجود است» فقط براي تفهيم است نه اين كه وجود اسم حقيقياش باشد؛ بلكه اسم او عين صفتش است و صفتش عين ذاتش».
و عارف بزرگوار آقا محمد رضا قمشهاي [٢]، قدّس سرّه، در حاشيه منسوب به او در مقدمات شرح فصوص قيصري در جواب سوالي كه از خود پرسيده به اين مضمون كه اگر اسماء به اسماء ذات و صفات تقسيم شدهاند، پس چرا حق تعالي در مرتبه احديّت ذاتي اسم و رسمي ندارد در حالي كه ذات در اين مرتبه حاصل است و مانعي در اين كه متصف به صفات شود نيست؟ پاسخ داده است:
اسم شيء چيزي است كه باعث تميّز و كشف آن شيء ميشود، لذا ضروري است كه با آن شيء مطابقت داشته باشد تا بتواند كاشف از آن باشد. ولي ذات الهي با هيچ يك از مفاهيم ظهور نمييابد و كشف نميشود تا آن مفهوم بتواند اسم حق تعالي قرار بگيرد. به خود رجوع كن و ببين آيا مفهومي را مييابي كه عين مفهوم ديگر باشد؟ تا چه رسد به مفاهيم نامتناهي كه مربوط به كلمات خداوند متعال است. چگونه چنين تطابقي ممكن است، حال آن كه مفاهيم محدود و ذات او
[١]. مفتاح غيب الجمع و الوجود؛ ص ٢١.
[٢]. آقا محمدرضا قمشهاي (- ١٣٠٦) از حكماي الهي و عرفاي رباني معاصر است. در شعر صهبا تخلص ميكرد و داراي آثاري است. از جمله: الخلافة الكبري، حاشيه بر تمهيد القواعد و شرح فصوص قيصري و اسفار ملاصدرا.