شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٣ - سخني براي اتمام مقال و روشنگري حال
بود كه درهاي وجود باز شد و غيب با شهود مرتبط گرديد و رحمت بر بندگان و نعمت بر سرزمينهاي مختلف گسترش يافت. و اگر اين تجلي اسمائي نبود، عالم در تاريكي عدم و تيرگي خفا و وحشت اختفا ميماند، زيرا تجلي ذاتي براي احدي از عالميان و بر قلب هيچ يك از سالكان ممكن نميشود مگر در پرده اسمي از اسماء و صفتي از صفات. در پرتو اين تجلي بود كه اولياء كامل توانستند اسماء و صفات و لوازم آنها و لوازم لوازم آنها تا آخرين مراتب وجود را مشاهده كنند و عين ثابت هر حقيقت و هويتي را ببينند.
اين را هم بدان كه تجلي به بعضي اسماء مقدم بر بعضي ديگر است. پس، تجلي ابتدا براي هر يك از اسماء محيط رخ ميدهد و در حجاب آنها براي اسمهاي محاطشان. لذا، به سبب احاطه اسم الله و رحمان، تجلي براي بقيه اسماء به واسطه آن دو صورت ميگيرد و اين از جمله دلايل پيشي داشتن رحمت بر غضب است. تجلي به اسم الله نيز، براي اسماء ديگر اولًا (و بدون واسطه) و براي اعيان تابته هر حقيقتي ثانياً و به واسطه رخ ميدهد (مگر براي عين ثابت انسان كامل، كه تجلي بر او در آغاز و بدون وساطت شيئي از اشياء واقع شد). تجلي براي اعيان خارجيه نيز در مرتبه سوم صورت ميگيرد.
در تجلي عيني نيز، تجلي به اسم الله براي انسان كامل بدون واسطه صفتي از صفات يا اسمي از اسماء، و براي ساير موجودات به واسطه اسماء صورت ميگيرد. و اين امر، از جمله دلايل فرمان خداوند به ملائكه مبني بر سجده كردن بر آدم (ع) است؛ گرچه شيطان لعين به سبب قصورش در فهم حقيقت آن جهل ورزيد. اگر الله تعالي به اسم جامع محيطش بر آدم، عليه السلام، تجلي نكرده بود، فرا گرفتن همه اسماء براي او ممكن نميشد و اگر شيطان پرورش يافته اسم الله بود. امر به سجده به او نميرسيد (و مامور به سجده نميشد) و در مقام روحانيت آدم كوتاهي نميكرد. ولي چون آدم مظهر اسم اعظم الله بود، خلافتش از جانب الله تعالي در دو جهان مقرر گشت.