شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٩ - هشدار به زبان اهل ذوق
آن زبان خدايش را ميخواند و خداوند با اسم «العليم» كه ربّ نشئه تجريديه است او را پاسخ ميگويد؛ و در مقام قلب خود با زباني ديگر درخواست ميكند و با اسم مناسب همان نشئه به او پاسخ داده ميشود.
و در مقام جامع ميان نشأتها و حافظ [همه] حضرات با زبان مناسب از حضرت جمعيه درخواست مينمايد، و خداوند [نيز] با اسم جامع و تجلي كاملش كه همان اسم اعظم است پاسخش را ميدهد؛ و اين همان [انسان] كاملي است كه محقق قونوي در مفتاح الغيب و الشهود بدان اشاره كرده و ميگويد:
پس، هر گاه كامل شد [يعني انسان] در [حال] دعا و غير آن ميزاني مخصوص به خود دارد و مسائلي برايش پيش ميآيد كه در آن با هيچ كس شريك نيست. [١]
و در نصوص ميگويد:
و اما اولياء كامل الهي و يگانهها توجهشان به حق، تابع تجلي ذاتياست كه برايشان حاصل شده و تحقق كمالشان منوط به دست يافتن اين تجليات ذاتي است و حاصل آن [تجلي]، شناخت كاملي است كه در برگيرنده حيثيات تمامي اسما و صفات، و مراتب و اعتبارات ميباشد، به همراه صحت تصور حق از تجلي ذاتي؟ اش [كه بدان اشاره شد] كه از طريق شهود كامل براي آنان حاصل ميگردد و بنابراين، پاسخ دعاي آنها به تأخير نميافتد. [٢]
و دعاي چنين انسان كاملي به زبان گفتار نيز مستجاب است؛ زيرا او چون به مقامات وجود و عوالم غيب و شهود و حضرت علميه آگاهي دارد، جز آنچه را كه مقدر است در خواست نميكند؛ و به همين دليل است كه بيشتر دعاهاي كمّل مستجاب بوده است. البته جز آنهايي كه دعايشان براي اطاعت امر مولي [كه امر به دعا فرموده] صورت گرفته و
[١]. مفتاح الغيب و الشهود؛ ص ١٢٣.
[٢]. فصوص الحكم؛ ص ١٩٥.