شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٢ - بازگشت
من به اين اشكال چنين پاسخ دادم كه دعاكننده با اسمائي از خداوند درخواست ميكند كه به حسب حالات و مقامات و وارداتش بر او تجلي كردهاند و اسمهايي كه در هر مقامي تجلي ميكنند به حسب تجليشان در قلب سالك محصور هستند.
اكنون ميگويم: اسماء الهي اگر چه به حسب تزويج و توالد] اسماء با يكديگر [غير محصور و غير قابل شمارشاند، ليكن به حسب اصول و امّهات محصور و قابل شمارشاند؛ چنانچه پروردگار به يك اعتبار اين چهار اسم (اول و آخر و ظاهر و باطن) را در آيه «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» [١] جمع كرده و به يك اعتبار دو اسم الله و رحمان را در اين آيه «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ. ..» [٢]، و به اعتباري سه اسم الله و رحمان و رحيم را در بسمله گرد آورده است. همان گونه كه مظاهر اسماء الهيه به اعتبار اول غير محصورهاند: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها [٣]؛ اگر نعمتهاى بى انتهاى خدا را بخواهيد به شماره آوريد هرگز حساب آن نتوانيد كرد». و «قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي [٤]؛ بگو اگر دريا براى كلمات پروردگار من مركب شود پيش از آن كه كلمات الهى به آخر رسد دريا خشك خواهد شد». و به اعتبار دوم در عوالم سهگانه يا پنجگانه محصورند و نقل است كه وجود به بسم الله الرحمن الرحيم ظهور يافته: «ظهر الوجود ببسم الله الرحمن الرحيم». [٥]
همين دو اعتبار در مورد صفات نيز هست و صفات به اعتبار اول غير قابل حصر و به اعتبار دوم محصور در ائمه هفتگانه يا در صفات چلال و جمالاند: «تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ [٦]؛ بزرگوار و مبارك نام پروردگار تست كه خداوند جلال و عزت و احسان و كرامت است».
[١]. حديد/ ٣.
[٢]. اسراء/ ١١٠.
[٣]. ابراهيم/ ٣٤.
[٤]. كهف/ ١٠٩.
[٥]. الفتوحات المكية؛ ج ٢، ص ١٣٣، سفر دوم، باب پنجم.
[٦]. الرحمن/ ٧٨.