شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٤ - نور
نور
شايد پس از انديشه درباره معناي اسم و تفكر پيرامون حقيقت آن و مطالعه دفتر سلسله وجود و خواندن سطور آن، به اذن خداوند و حسن توفيق حضرتش، بر تو روشن شود كه سلسله وجود و مراتب آن و دايره شهود و درجات آن همگي اسماء الهياند، چرا كه اسم يعني علامت و هر چه از حضرت غيب به دايره وجود پا نهاده علامت خالق و مظهري از مظاهر پروردگار است. پس، حقايق كلي از اصول و امهات اسماء الهياند و اصناف و افراد از اسماء محاط به شمار ميروند و اسماء خداوند قابل شمارش نيستند. هر يك از اسماء عيني نيز پرورش يافته اسمي از اسماء در مقام الهيت و واحديت و مظهري از مظاهر آن هستند؛ چنانچه در روايت كافي با استناد به حضرت امام صادق، عليه السلام، درباره اين فرموده خداي متعال: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها [١]؛ خداوند را نامهاي نيكوست، پس او را بدان نامها بخوانيد» ...، آمده است: «نحن و الله اسماء الحسني [٢]؛ به خدا سوگند ما اسماء حسني هستيم». و در روايت ديگري كه در آينده به تفصيل خواهد آمد چنين وارد شده است: «ان الله خلق اسماء بالحروف غير متصوت ... [٣]؛ خداوند اسماء را با حروف غير صدادار خلق فرمود». و اخبار در مورد اين كه خداوند متعال داراي اسماء عينيه است فراوان است.
عارف كامل، كمال الدين عبدالرزاق كاشاني در «تاء» تاويلاتش گفته است:
«اسم الشيء ما يعرف به. فاسماء الله تعالي هي الصور النوعية التي تدلّ بخصائصها و هويّاتها علي صفات الله وذاته، وبوجودها علي وجهه، وبتعيّنها علي وحدته؛ اذ هي ظواهره التي بها يعرف [٤]؛ اسم شيء چيزي است كه آن شيء به آن شناخته ميشود. پس اسمهاي خداوند متعال صورتهاي نوعيهاي هستند كه با خصوصيات و
[١]. اعراف/ ١٨٠.
[٢]. اصول كافي، ج ١، ص ١٤٣ و ١٤٤.
[٣]. همان؛ ص ٧٨- ٨٠.
[٤]. تفسير القرآن الكريم (تأويلات القرآن)؛ ج ١، ص ٧.