شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧ - (از تو درخواست ميكنم)
وغيرهم، ثم أنهي علم ذلك الينا ... [١]؛ اي مفضل، ما نزد پروردگارمان بوديم در حالي كه كسي جز ما نزد او نبود. ما در سايهساري سبز رنگ او را تسبيح و تقديس و تهليل و تمجيد ميكرديم و هيچ فرشته والامقام و هيچ صاحب روحي جز ما در آن جا نبود، تا اينكه پروردگار تصميم به آفرينش موجودات گرفت و هرچه خواست و هرگونه خواست از فرشتگان و ديگر موجودات آفريد. سپس، علم آنها را به ما ابلاغ كرد». و اخبار به اين مضمون از طريق اهل بيت فراوان است [٢].
پس شهود اين مقام يا رسيدن به آن جز از راه پيمودن نردبان تعيّنات ممكن نيست. پيش از رسيدن به اين مقام، سالك بعضي از اسماء الهي (مثل عقول مجرده و ملائكه مهيمنه و رئيسه) را زيباتر از ديگر اسماء ميبيند، لذا با شكوهترين و زيباترين و كاملترين اسماء را درخواست ميكند، ولي وقتي به مقام قرب مطلق رسيد و رحمت واسعه و وجود مطلق و ظل منبسط و وجه باقي را كه همه موجودات در آن فاني و همه عوالم، اعم از اجساد ظلماني و ارواح نوراني، در آن مستهلكاند مشاهده كرد، درمييابد كه نسبت مشيت با همه آنها يكي است و مشيت با همه چيز هست: «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ [٣]؛ به هر طرف رو بگردانيد آن جا وجه الله است» و «وَ هُوَ مَعَكُمْ [٤]؛ او با شماست» و «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ [٥]؛ ما از شما به او نزديكتريم» و «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ [٦]؛ ما به انسان از رگ گردن نزديكتريم». در اين هنگام است كه سالك افضليت را از آنها نفي ميكند و عرضه ميدارد: «وكل بهائك بهي وكل جمالك جميل».
[١]. اصول كافي؛ ج ١، ص ٤٤١؛ بحار الانوار؛ ج ٥، ص ٢٣٤ و ٢٥٩.
[٢]. رك: اصول كافي؛ ج ١، ص ٤٤١؛ بحار الانوار؛ ج ٥، ص ٢٣٤ و ٢٥٩ و ٢٦١، كتاب العدل و المعاد، باب الطينة و الميثاق، ح ٧ و ٦٦ و ٦٧.
[٣]. بقره/ ١١٥.
[٤]. حديد/ ٤.
[٥]. واقعه/ ٨٥.
[٦]. ق/ ١٦.