صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٧ - پيام به ملت ايران و مسئولين نظام (هفت تذكر به مردم و مسئولان)
رزمندگان عزيز و شجاع از ارتش و سپاه و بسيج تا شهربانى و كميته و ژاندارمرى و عشاير محترم و ساير قواى مسلح كه با دست تواناى خود- كه از امدادهاى غيبى برخوردار است- چنان سيلى به رخسار كريه صداميان و ضربه بر پيكر حاميان آنان زدند كه حزب بعث عفلقى با تشبث به هر حشيش [١] نمىتواند آن را جبران كند. و سردار نگونبخت قادسيه دستِ دريوزگى به هر طرف دراز و چشم اميد به جنايتكاران ورشكسته دوخته كه چند روزى ديگر به جنايات خود نسبت به ملت مظلوم عراق و مسلمان عرب و غير عرب ايران و منطقه ادامه دهد. و آن چنان بيچاره و درمانده شده است كه با وقاحت تمام، قلم سياه بر ادعاهاى پوچ خود كشيده، و با اسرائيل- كه تا ديروز ادعاى دشمنى با آن را مىكرد- دوست صميمى شده، و با امريكا- كه مدعى ترك روابط با آن بود- آرزوى وابستگى مىكند، و با دويلههاى وابسته به امريكا- كه با اخافه و ارعاب و عربده جيب آنان را خالى كرده بود- اكنون با تملق و سرافكندگى چشم طمع دوخته است، و به حسنى [٢] و حسن [٣] و حسين [٤] و نميرى [٥] و ديگر جنايتكاران تاريخ- كه خود ورشكستگانى بيش نيستند- اميد نجات بسته است. و بوق و شيپور رسانههاى گروهى سرتاسرى با تبليغاتى كه امروز دروغهاى شاخدارشان بر همگان روشن گرديده است، براى نجات اين غريق وامانده [٦] به دست و پا افتادهاند تا چند روز ديگر بر رخسار درخشنده آفتاب عالمتاب اسلام پرده پوشند، با آنكه خود مىدانند اين سيل خروشان رحمت الهى براى نجات مسلمانان و جميع مستضعفان و محرومان جهان را با حيلههاى شيطانى نتوان جلوگيرى كرد، و اين خورشيد آسمان معنويت را با تبليغات دروغين
[١] گياه خشك، كاه، شىء كوچك و بىارزش
[٢] حسنى مبارك، رئيس حاكم بر رژيم مصر
[٣] ملك حسن، پادشاه مغرب (مراكش)
[٤] ملك حسين، پادشاه اردن
[٥] محمد جعفر نميرى، رئيس جمهور سودان
[٦] اشاره به صدام حسين (رئيس حاكم بر عراق) كه بر خلاف ادعاهايش در روزهاى آغاز تجاوز به ايران، بعد از عمليات فتح المبين و فتح خرمشهر، براى جلوگيرى از شكستهاى بيشتر به دست و پاى امريكا و دولتهاى مرتجع عربى افتاده بود.