صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٠ - حفظ ارزشهاى انسانى، دستاورد انقلاب و دفاع مقدس
درست كرده بود، به دست ما افتاد. اينها همهاش هم غنيمت است، غنيمت جنگى است، خدا به ما داده است، منتها با دست خودشان آمدند تسليم ما كردند.
در هر صورت، ما بايد فكر كنيم كه اين دو مطلب را در ترازو بگذاريم در ميزان بگذاريم، مسئله اينكه چى داديم از دست و مسئله اينكه چى به دست آورديم. مسئله اينكه چى از دست داديم، ما قبول داريم كه خيلى اشخاص بزرگوار، خيلى اشخاص فعال و خيلى جوانهاى عزيز را ما از دست داديم و بسيارى هم معلول از دست داديم- يعنى، معلول شدند اشخاص ما و بسيار زنها بيوه شدند- عرض مىكنم- اينها را همه ما مىدانيم.
خرابى زياد واقع شده در اين كشور، همه اينها هست. اما آنكه به دست آورديم آن را چرا فكر نمىكنيم؟ بايد فكر كنيم كه آن چيزى كه ما به دست آورديم اين است كه ما يك رژيمى كه اسلام را داشت به تباهى مىكشيد، جوانهاى ما را عشرتكدهاى كرده بود، ملت ما را رسانده بود به آنجايى كه جز اينكه يك كارهاى زشتى بكنند يا [مصرفكننده] باشند براى خارج، جز اين كارى از آنها نيايد، اين مسأله را خدا به ما عنايت كرد كه همه ملت با هم احساس كردند كه ديگر نبايد از حالا آن طور باشد و از اين منجلاب بيرون آمدند. آنچه ما [به] دست آورديم اين است كه ما اسلام را در اينجا زنده كرديم.
پيشتر اسمى از اسلام بود و ليكن اسلام اصلش نبود؛ يعنى، اصلش دعوا با اسلام بود، مىخواستند اسلامزدايى كنند؛ از بين ببرند همه اين چيزها را، منتها با تدريج از اول نمىتوانستند بگويند ما قبولش نداريم، مىگفتند ما قبولش داريم، لكن پايهها را. هى مىزدند؛ يكى يكى مىزدند. احكام اسلام را از بين برده بودند. همه كارهايى كه كردند اين طورى بود. و بحمد اللَّه، الآن مردم اسلام را در اين كشور مىبينند و مىبينند كه همه آن فسادهايى كه در خيابانها و در كابارهها و اينها بود، اسمى از آنها نيست.
از آن ور، نجات دادند اين جوانهايى كه همه را رو به تباهى بردند. الآن همه فعال شدهاند. الآن مىدانند كه بايد در مقابل امريكا بايستند، بايد در مقابل زورگويى بايستند، بايد خودشان استقلال داشته باشند. اين را اگر نبود الّا همين را كه ما به دست آورديم، كافى بود، لكن بحمد اللَّه بسيارى از امور به دست آمده؛ مِن جمله همينهايى كه شما