صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٣ - شكستهاى مفتضحانه صدام در جبهههاى جنگ
مىكنند. مدتى اين كار را مىكنند، بعد كم كم كه مىبينند نمىشود و حاشا كردنش نمىشود، كم كم مىروند دنبال اينكه به يك وجهى مسائل را بگويند. در قضيه خرمشهر، توجه كرديد كه قضيه خرمشهر، مدتها انكار اين مىكردند كه خرمشهر گرفته شده است از آنها. هم صدام مىگفت كه اين حرفها نيست، ما چقدر از اينها كشتهايم، چه كردهايم، چه كردهايم و هم بوقهاى تبليغاتى دنبال او، اين حرفها را مىزدند. كم كم كه آن همه اسير گرفتند و نشان دادند و اينها، آن وقت مىگويد كه ما به ارتش قدرتمند خودمان دستور داديم كه شما فتح خودتان را كردهايد و حالا عقبنشينى كنيد، ديگر ما فتحمان تمام شد.
و تعجب [از] اين است كه اين را در برابر ارتش و نظاميهاى خودش و فرماندهان خودش مىگويد كه آنها در باطن نفسشان به ريشش مىخندند- اگر داشته باشند- و مىفهمند كه قضيه چى است. در عين حالى كه مىبيند كه همه اينهايى كه در مقابلش ايستادهاند مىفهمند كه اين دارد بىربط مىگويد، با جرأت مىگويد. الآن هم همين طور است؛ الآن هم اين سردار قادسيه باز مىگويد كه سپاه قادسيه من، ارتش قادسيه من چه كردهاند! اخيراً مىگويد كه در همين جنگ، چهار هزار نفر ما ايرانى را كشتيم و تا كنون چقدر از دست داده، آنها را گرفتيم آورديم و چقدر هم اسير گرفتيم. اين همين معناست كه نمىداند اصلش چه بكند و اين بايد نفرينش را به امريكا بكند كه يك همچو كلاهى سر اين گذاشتهاند. و اگر ان شاء اللَّه، خداوند توفيق بدهد به مسلمين و مسلمين درست توجه به مسائل منطقه بكنند و اسرائيل را از منطقه اخراج و از دنيا بيرون كنند، آنها هم بايد به امريكا نفرينش را بكنند. اين كشورهاى اطراف ما هم كه تا كنون هر چه توانستهاند كمك كردهاند، حالا تازگى مىگويند كه اگر ايران بخواهد وارد عراق بشود، ما ايران را حصر اقتصادى و سياسى مىكنيم. شما تا حالا هر كارى توانستهايد كردهايد. آن طورى كه مىگويند، تا كنون سى ميليارد دلار حجاز كمك كرده است به ارتش عراق و به عراق راهها را هم باز كردند اينها؛ براى اينكه سلاحها را از هر طرف بفرستند براى اينها و افراد هم فرستادهاند.
آن بدبخت كه آن طرف دنيا نشسته، نمىتواند كلاه خودش را نگه دارد، آن هم