صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٢ - شكستهاى مفتضحانه صدام در جبهههاى جنگ
و او از بين رفت، يكى ديگر مثل اينها را بتراشند. شما ببينيد كه صدام چه كار ناشايستهاى كرد كه امروز در دام افتاده است و نمىداند چه كند. مَثَل صدام، مَثَل آن كسى بود كه ادعاى پهلوانى مىكرد و هر وقت كه مىرفت بيرون، يك كسى پيدا مىشد او را كتك مىزد يا زمين مىزد، برمىگشت مادرش را كتك مىزد. صدام در هر جبههاى كه سيلى خورده است و در هر جبههاى كه شكست خورده است، دنبال آن، يك دسته از اين عراقيهاى بىچارهاى [را] كه در تحت ظلم او هستند و دست و پا مىزنند، از آنجا بيرون كرده است يا به حبس كرده است و با سلاحهاى دور زن، خودش اين افراد محروم جامعه را، اين شهرهاى عربىنشينى كه محروم هستند، اينها را هدف قرار مىدهد يا شهرهاى ديگر ايران را. اين همان مسأله است. هر وقت شكست مىخورد، يك همچو قضيهاى هست. الآن هم كه شكست فاحش را خورده است، منتظر باشيد كه باز اگر- خداى نخواسته- بتواند، او در شهرهاى مرزى يك جنايتى بكند و دوستان و منافقين هم در داخل. و اين براى اين است كه اذهان را از آن شكست بلكه بتواند منصرف كند. در عين حالى كه در همين «عمليات محرّم»، كه قواى مسلح ايران آن قدر پيشروى كردند و اينها را از كشور بيرون كردند، البته يك مقدارى باز هست و قريب به دو هزار نفر از آنها اسير گرفتند كه ١٨٠٠ نفرش شايد در پشت جبههها آمده باشد و آن طور منهدم كردند بساط آنها را و آن قدر از مهمات آنها را گرفتند به غنيمت و از قرارى كه مىگويند، تا كنون حدود نود خودرو و امثال اين را از آنها به غنيمت گرفتهاند و بسيارى از [سلاحها] را منهدم كردهاند. در عين حالى كه اين مسائل هست و اين پيشرفتها هست، صدام در نطق خودش مىگويد كه ايران حمله كرد، لكن ما آنها را شكست داديم؛ ارتش ما آنها را شكست داد.
تبليغات خارجى هم همه بوقهاى خارجى هم بنايشان بر اين است كه هر وقت كه اين شكست مىخورد تا مدتى اصلًا حاشا مىكنند يا ساكت مىشوند. مدتى هم كه مىخواهند صحبت كنند، مىگويند كه ايران اين طور مىگويد، صدام هم اين طور مىگويد.
از ايران هم كه مىخواهند نقل بكنند، يك چيز كمترى را نقل مىكنند؛ مثلًا، مىگويند كه صد نفر را تا كنون اينها گرفتهاند و از آن وقتى كه مىخواهند نقل كنند با آب و تاب نقل