صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٣ - نفسانيت منشأ مخالفتها و كارشكنيها
نشده باشد. از اين جهت بازى مىخورند يا براى هواى نفسى كه دارند، براى اين چند روزى كه مىخواهند سلطنت كنند، اين چند روزى كه مىخواهند امارت كنند، براى اين چند روز همه چيز خودشان را از دست مىدهند؛ نوكرى بىشرافت يك كسى مىكنند تا به ملتهاى خودشان تحميل كنند و زورگويى كنند، و اين اشتباهى است كه اينها دارند.
اگر همه اينها به آغوش اسلام برگردند، اسلام براى همهشان خوب است. و اسلام، هم تربيت باطنى مىكند و هم حفظ مصالح دنيوى را مىكند. اگر اينها همه با ملتهايشان آشتى كنند، اين دشمنى كه اينها با ملتها دارند هيچ كس با كسى ندارد. بالاتر دشمنى اين است كه ذخاير آنها را به دشمنهاى آنها مىدهند، و ابزار كوبنده مخرب را با نفت آنها به اختيار دشمنها قرار مىدهند. اين بالاترين دشمنى است كه الآن بشر مبتلا به آن هست و ملتهاى مظلوم مبتلاى به اين هستند و تا ملتها بيدار نشوند و هشيار نشوند كار انجام نمىگيرد.
نفسانيت منشأ مخالفتها و كارشكنيها
لكن ما بايد از خودمان شروع كنيم، اگر ما خودمان را اصلاح كنيم قهراً آن مقصدى كه ما داريم، در دنيا هم صدور پيدا مىكند، چنانچه پيدا كرده است. اگر خداى نخواسته، ما هواهاى نفسانىمان اسباب اين بشود كه گلهها به شكايتها، شكايتها به مخالفتها برسد، آن روزى است كه عزاى همه كشور را بايد بگيريم و گناهش گردن ماست كه نفسانيت خودمان را زير پا نگذاشتيم. همه با هم باشيد، همه دنيا بر خلاف شما هستند الا بسيار كم. اگر همه شما با هم نباشيد و از باطن بپوسيد، شك نكنيد كه بعد از چندى همان مسائل سابق به يك صورت بدترى پيش خواهد آمد؛ همان اسلام شاهنشاهى دوباره برمىگردد. آنها مىدانند كه بايد بگويند اسلام، امريكا هم براى اسلام دلش مىسوزد، اما اسلام امريكايى در زمان شاه هم بود، اسلام امريكايى بود، كسى حق نداشت دخالت در هيچ امرى بكند. اسلام امريكايى اين بود كه مُلّاها بايد بروند درسشان را بخوانند، چكار دارند به سياست. با صراحت لهجه مىگفتند. از بس تزريق شده بود در اين مغزها