صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٧ - عبرتآموزى از اقتدار ملت ايران
شد، بازىاش دادند و بزرگمنشى خودش باصطلاح و بلندبينى خودش باصطلاح و آن حب شيطانى نفسانى خودش هم بود. امريكا هم بازىاش داد كه ايران ديگر چيزى ندارد، خوب ارتشش كه از بين رفت و پاسدارها هم كه چيزى نيستند و ديگر مردم هم كه اصلًا كارى به اين حرفها ندارند، تو بيا برو ايران را بگير، نفت ايران مال تو. وقتى شد، چه خواهى كرد، چه خواهى شد، منطقه را تو بگير، همه منطقه مال تو. يك همچو حرفهايى زدند و كلاه سرش گذاشتند. اين بدبخت هم از آنها گول خورد و حمله كرد به ايران و هيچ يك از اينها ايران را نمىشناختند، يعنى، ايران را خيال مىكردند مثل زمان سابق است. ايران را آنها نمىدانستند كه وقتى يك ملتى اسلامى شد، يكدفعه فرياد اسلام را زد، اين غير از آن چيزهايى است كه آنها مىفهمند. آنها اصلًا از قدرت اسلام اطلاع ندارند. نمىفهمند، نه آنها نمىفهمند، بعضى از اينها هم كه از خود ما بودند و فرار كردند و منافقى كردند، اينها هم نمىدانستند يعنى چه ايران. اينها هم خيال مىكردند كه اگر ما يك صدايى درآوريم تمام مىشود قضيه يا مثلًا در آمل اگر يك دسته كمونيستها مىگفتند اگر ما يك دفعه آمديم در خيابان، ديگر همه مردم با ما هستند. يك همچو حماقتها اسباب اين شد كه صدام وارد يك دامى بشود كه از صد تا دامى كه او دارد بيشتر باشد. و من اميدوارم كه خداى تبارك و تعالى به ما عناياتش را مستدام بدارد و ما در خدمت او بيشتر از سابق باشيم. و همه ما با هم مجتمعاً يد واحده باشيم بر ما سوى و خداوند همه شما را سلامت بدارد. و ارزشهاى شما هيچ وقت از ذهن ما خارج نمىشود.
و اول كسى كه به ما و به اسلام ملحق شدند شما بوديد و شما سابقين السابقين [١] هستيد و مقرب هستيد پيش خدا ان شاء اللَّه.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
[١] سبقتجستگان، پيش افتادگان.