صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٦ - لزوم تصدّى امر قضاوت بر روحانيون
تعالى عذرها منقطع است؛ راه را باز كرد، موانع را برطرف كرد، دشمنان را كنار گذاشت و ميدان را براى فعاليت باز كرد. و ما در اين كشور، اسلام، در اين كشور احتياج به بسيارى از چيزها دارد كه آنها كه مىتوانند اين احتياج را رفع كنند و شايسته هستند، براى آنها عذرى نيست كه وارد نشوند.
لزوم تصدّى امر قضاوت بر روحانيون
امروز ما قاضى لازم داريم. قضاوت، شما مىدانيد كه در طول مدت سلطنت، به دست روحانيون نبود كه به حسب احكام اسلام مختص به آنهاست. قضاوت به يك صورت مشوه درآمده بود و قاضى يك آدمى بود كه به حسب اكثر كه به درد هيچ چيز نمىخورد «سيّما قضا». [١] امروز قضاوت احتياج دارد به افراد، به افراد حوزههاى علميه هرجا كه هست، قم، مشهد، آذربايجان، هرجا كه حوزه علميه هست، اصفهان. علما و مدرسين حوزهها بايد قاضى تربيت كنند و اين يك واجب كفايى است براى همه. قضاوت يك واجب كفايى است كه اگر كسى بتواند انجام بدهد و به زمين بماند اين امر، معاقب است. اينكه «من حالا حالش را ندارم، قضاوت امر مشكلى است» اين حرفها عذر نيست. بايد همه افرادى كه خودشان را شايسته مىدانند بيايند و اين امر بزرگ را و اين امر زمين مانده را از زمين بردارند، اين بار را از زمين بردارند. و گويندگانى كه هرجا ما داريم، در سرتاسر كشور، چه گويندگانى كه از طبقه روحانى هستند و اهل منبر، و چه گويندگانى كه از ساير طبقات هستند، و نويسندگان در هر جا كه هستند، چه در حوزههاى علميه و چه در دانشگاهها و چه در ساير جاها هستند، بايد با گفتار خودشان و نوشتار خودشان به اين كشور خدمت كنند. عذر نيست براى آنها كه چون من وارد يك شغلى نيستم پس نويسندگى هم نكنم. شغل، امروز يك امرى است كه براى آن اشخاصى كه شايسته هستند و ايران احتياج به آن شغلها دارد، واجب كفايى است. واجب كفايى آن است كه به همه واجب است و چنانچه ترك بشود، همه معاقب هستند؛ لكن اگر يك عدهاى قيام
[١] يعنى بويژه در امر قضا.