صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٤ - تشكيل حكومت، بُعد سياسى دين اسلام
نقشه استعمار در جدائى دين از سياست
يكى از امور مهمى كه همه، بسيارى از آقايان مىدانند، قضيه- كه براى سلطه آنهاست- انزواى روحانيت از جامعههاست. و براى اين امر نقشههاى مختلف است؛ از آن جمله جدايى سياست از ديانت، كه مع الأسف اين نقشه بسيار مؤثر بوده است و گرفته است. و گرفتاريهاى مسلمين اكثراً، بلكه همه از اين راه بيشتر بوده است تا راههاى ديگر. الآن هم بوقهاى استعمارى و آنهايى كه سرسپرده استعمار هستند اين فرياد را مىزنند، و اسلام را از سياست جدا مىدانند، و براى مسلمان جايز نمىدانند كه در سياست دخالت كند، و دامنمىزند به اين حرف، به اين مطلب. روحانيونى كه وابسته به دولتها هستند و دربارى هستند آنها دامنمىزنند به اين مطلب، خصوصاً در اين عصر. و آقايان ائمه جمعه و جماعات و همه خطباى كشورهاى اسلامى بايد اين مطلب را به مردم برسانند كه بنا بر منطق اين طايفه كه مىگويند «بايد مسلمان در سياست دخالت نكند» و او را طرد مىكنند و لعن شايد بكنند بايد رسول اللَّه را طرد كنند.
تشكيل حكومت، بُعد سياسى دين اسلام
رسول اللَّه، پايه سياست را در ديانت گذاشته است. رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- تشكيل حكومت داده است؛ تشكيل مراكز سياست داده است. و ساير خلفاى اسلام تا آنجايى كه به انحراف كشيده نشده بود در صدر اسلام، بايد همه آنها را نفى كنند. بايد آنها را اين آخوندهاى دربارى و اين سلاطين نوكر مآب، بايد پيغمبر اكرم و خلفاى اسلام را طرد كنند، و بگويند كه آنها مسلم نبودند. براى اينكه آنها دخالت در سياست مىكردند. سياستى كه در صدر اسلام بود يك سياست جهانى بود. پيغمبر اسلام دستش را دراز كرده بود در اطراف عالم و عالم را داشت دعوت مىكرد به اسلام؛ و دعوت مىكرد به سياست اسلامى و حكومت تشكيل داد، و خلفاى بعد حكومت تشكيل دادند. و از صدر اسلام از زمان رسول خدا تا آن وقتى كه انحراف در كار نبود، سياست و ديانت توأم بودند. اين آخوندهاى دربارى و اين باصطلاح سلاطين امريكايى يا