صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٣ - اصلاح نفس قبل از اصلاح ديگران
پيغمبر هم همين طور بوده است. و در اسلام از منافقين بيشتر تكذيب شده است و منافق اوضح مصاديق كفر است.
اصلاح نفس قبل از اصلاح ديگران
در هر صورت، بايد جامعه ما، روحانيون ما، روشنفكران ما و دانشمندان ما در فكر اين باشند كه اين نعمت و فرصتى كه خدا به ما داده است، طورى نشود كه آن را شكر نكنيم. آقايان در هر جا كه هستند، در حزب يا در خارج حزب، بايد كارى كنند كه مردم را در صحنه نگه دارند. وقتى مردم با هم مجتمع شدند، آن وقت است كه مىتوانند كارى انجام دهند و وقتى قطرات جمع شد سيل هم درست مىشود. بنا بر اين، ما بايد دعوت بكنيم و دعوت ما به خود نباشد، دعوت به دنيا نباشد، دعوت به خدا باشد. وقتى دعوت به خدا شد و دنيا هم الهى شد، مىشود آخرت و مىشود ملكوت دنيا و فرقى ندارد ما بين اينجا و ملكوت و جبروت؛ همهاش جلوهاى است از خدا. آن چيزى كه دنيا را بد مىكند اين است كه انسان توجه كند به عالم پايين، در مقابل خداى تبارك و تعالى. و كسى كه دنيا را دارد و خيرات و مبرات و زكات و خمس و همه اينها را مىدهد، دنيايش بد نيست. و ميزان، حجم نيست؛ ميزان، آن وضعيت روحى هر كس است.
و مبدأ همه خطرها براى انسان خود آدم است، و مبدأ اصلاح هم از خود آدم بايد شروع شود. و نمىشود كه يك واعظى كه خودش اصلاح نشده بتواند ديگران را اصلاح كند. و آن واعظى مىتواند موعظه كند كه در باطنش هم موعظه شده باشد. و همين طور هر كس كه مىخواهد صحبت كند بايد توجه كند كه چه مىخواهد بگويد. آيا در اين چيز رضاى خدا هست؟ آيا دعوت به خودش هست يا دعوت به خدا؟ بعد هم كه صحبت كرد، بنشيند كه آيا اين صحبت براى اين بود يا براى آن. اين راهى است براى سير انسان به خدا كه مراقبت كند از خودش و بعد از مراقبت، محاسبه نمايد. اين طور نيست كه حزب بد باشد يا هر حزبى خوب باشد؛ ميزان، ايده حزب است و اگر ايده چيز ديگرى باشد اين حزب شيطان است، هر اسمى هم داشته باشد. بنا بر اين، ما بايد كوشش كنيم كه