صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨١ - يادبود بر روى عكس شهيد، بنا به تقاضاى خانم زهرا غزائيان
يادبود [بر روى عكس شهيد، بنا به تقاضاى خانم زهرا غزائيان]
زمان: دى ١٣٦١/ ربيع الاول ١٤٠٣
مكان: تهران، جماران
موضوع: پاسخ به تقاضاى ارسال امضا براى يك دانشآموز
مخاطب: غزائيان، زهرا
[بسم اللَّه الرحمن الرحيم. امام خمينى، اى پدر عزيز گرامى!
از شما خواهش مىكنم و شما را به آن خدايى كه همه ما و شما مىپرستيم، اين عكس را امضا كنيد.
دوستدار حقيقى شما، زهرا غزائيان- سوم راهنمايى از بهشهر
امام عزيز، اى امام من، اى روح من، اى هستى من! با آن دستهاى پاكت، اين عكس را امضا كنيد و من اين امضا را در قاب عكس بگذارم و آن را به ديوار بچسبانم. [١] خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى، حتى
[١] نامهاى ديگر نيز از اين دختر خانم دانشآموز به دفتر امام خمينى رسيده است كه نشانه احساسات پاك نسل نوجوان انقلاب نسبت به رهبر و پيشوايشان امام خمينى است:
«بسم اللَّه الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشايشگر و مهربان
خدمت رهبر عظيم الشأن انقلاب، نايب امام، بنيانگذار جمهورى اسلامى و پدر عزيز و مهربان
سلام، سلامى كه از يكى از شهرهاى ايران زمين، از راههاى پر پيچ و خم به سوى جماران پرواز مىكند. اى جماران پذيرا باش سلامم را كه از فرسنگهاى پر فراز و پر نشيب، از شهر حزب اللَّه پرور، از شهرستان شرف و حرمت، از شهرستان بهشهر به سوى شما پرواز مىكند.
سلامى را كه فرستادم آن مقاومت و آن لياقت و آن شهامت را در خور خود نمىبينم مستقيماً به امام اهدا كنم. اى جماران، تو گواه باش و واسطهاى باش براى من تا اين سلام من كه از دل پر از درد و ناله است، اماما پذيرا باش.
جماران، اى رهبر و عاشقان لقاء اللَّه و امام عزيز، اين بار جرأت گرفتم و به پير جماران، به پير بزرگوار، به اسوه امام زمان و نايب بر حق اين قلب تپنده ٣٦ ميليونى و اين اميد اميدواران، اين طبيب دردمندان، سلام عرض مىكنم. سلام بر تو كه اميد تمام فرزندان پدر از دست داده و غمخوار مادران گريانى. مىدانم كه اين ضربههاى منافقين خلق به اين قيام، يعنى انقلاب اسلامى اصلًا اثرى بر ساقط كردن روحيه شما ندارد، به هر حال خدمتگزارانى را از ما جدا مىكنند و به لقاء اللَّه مىپيوندند، اين بار دست كثيف جنايتكاران امريكا از آستين گروهك ضد خلق بيرون آمده و جمعى از مظلومان جنوب تهران را زير چكمههاى امپرياليستى له كردهاند تسليت و تبريك به شما عرض مىكنم و به پيشگاه ولى عصر امام زمان منجى عالم بشريت. اى امام، تبريك به شما گفتم شايد صحبتى با شما كرده باشم، اين صحبت شايد دارويى باشد تا قلب ضعيفم را مداوا كند تا از پاى در نيايد.
اماما تو چگونهاى و كيستى كه با يادآورى نام تو دل آرام مىگيرد و تمام دردها و رنجها از بين مىرود. همان طورى كه قرآن كريم مىفرمايد: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». همانا دل با ذكر خدا آرام مىگيرد. دل هم با ذكر خدا آرام مىگيرد و هم با سخنان دلنشين شما دل آرام مىگيرد. اماما من نمىدانم كه چگونه شما را وصف و ستايش كنم، لياقت آن را ندارم. اماما، اى نايب مهدى- اى ياور مهدى- اى همرزم مهدى! تو چگونه رهبرى هستى كه با مشت خالى اسلام را به پيروزى رساندى؟
امام، اى امام من! اى روح من! اى هستىام! من افتخار مىكنم كه چنين رهبرى دارم و بس.
اى امام من! بر خود مىبالم و مىنازم و افتخار مىكنم كه چنين محبوبهاى دارم. اى امام من! تو را با چشم پدر مىنگرم و فكر مىكنم كه شما را در مقابل خود با غرور و پيروزى نظاره مىكنم و يكباره بر آن چهره تابناك شما بوسه زنم و لبان خشكيدهام را از چهره عطار شما طراوت بخشم و روحيه تازه از آن بدن مملو از علم شما كسب كنم و خود را به سوى لقاء اللَّه سوق دهم. باز هم افتخار مىكنم ما جوانمردان تاريخ هستيم زيرا همچنين رهبرى داريم. قلم قادر به نوشتن و كاغذ قادر به جاى دادن آن صفات نيكو و آن چهره تابناك شما نيست.
اى امام! هر وقت دلم گرفته است به آن تصوير تابندهات و آن چهره زيبايت نظاره مىكنم و اميد آن دارم كه روزى شما را با غرور و پيروزى در آغوش گيرم ولى صد افسوس چنين سعادتى را ندارم، ميليونها افسوس.
اى امام! تنها خواهشى كه از شما دارم اين است كه شما را به مهدىات، به يار و ياورت، غمخوار و مونس و همدستت، و به محبوبهات (اللَّه) قَسَمَت مىدهم كه اى امام، ما را دعا كنيد، اين ملت عزيز و شريف را دعا كنيد و از محبوبهات بخواه كه ما را ببخشد و ما را كمك كند تا زير چتر ستمگران و گروهكها گام برنداشته بلكه روز به روز به طرف محبوبه گام برداريم. عاشق امام قائم و عاشق شما. و رزمندگان را دعا كن؛ شما را دعا مىكنيم: خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى، تو را به جان مهدى خمينى را نگهدار. جواب نامه را لطفاً ارسال فرماييد.
دوستدار حقيقى شما، زهرا غزائيان- خدا نگهدار شما.»