صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٧ - تلاش مسئولين رژيم سابق براى جلب رضايت اجانب
جامعهمان سالم است. سايه اعليحضرت به سر ماست! ارتش ما هم ما را حفظ مىكند و امثال اينها. در اثر اينكه احساس درد نمىكرد و اگر احساس درد هم مىكرد، طبيبى نبود كه اين مرض را علاج كند، بلكه آنهايى كه دستاندركار بودند، آنها طبيب معالج نبودند، آنها جنايتكارانى بودند كه به عوض دارو، سم به مردم مىدادند. [نمىتوانست معالجه بكند.]
اگر دانشگاه ما دانشگاه خودى بود؛ دانشگاه، دانشگاهى نبود كه دنبال فرهنگ وارداتى باز بشود، آن درآمدهايى كه داشت، آن نبود كه در آن وقت بود. شما از آن چيزهايى كه از دانشگاههاى آن وقت درآمد- البته من نمىخواهم همه را بگويم، استثنا دارد، اما استثنايش كم است- آنهايى كه از دانشگاه بيرون آمدند و سيل آنها راه افتاد به طرف انگلستان و فرانسه و اخيراً امريكا، ببينيد كه اينها در دانشگاه چى تهيه كردند؟ وقتى رفتند در خارج چى تهيه كردند و براى ما چى سوغات آوردند؟ افرادى كه آن وقت از دانشگاه بيرون آمده بودند و تحصيلاتشان را هم در خارج كرده بودند و برگشتند در ايران، همانهايى بودند كه وزراى آن وقت را و بسيارى از وكلاى آن وقت را آنها تشكيل مىدادند. اين وزراى آن وقت و آن وكلاى آن وقت چه مىكردند در ايران؟ براى ايران چه تحفه مىآوردند؟ تمام كوشش آنها اين بود كه رضايت در يك برههاى، انگلستان را و بعدش امريكا را فراهم كنند. در رأس همه هم، كه در آن زمان رضا خان بود و در زمان بعد، محمد رضا خان بود؛ آن هم تمام كوششاش اين بود كه آنها راضى بشوند؛ براى اينكه، مىديد كه اگر آنها راضى نباشند، اين از بين مىرود. وقتى خودخواه بود و مىخواست خودش باقى بماند، به اين كار نداشت ملت است؛ هر چه مىخواهد باشد، من باشم؛ هر كه باشد، هر كه نباشد.
شما ببينيد كه منافع اين مملكت، منافع اين كشور، از نفت گرفته تا ساير منفعتهايى كه در اين كشور هست و غنى است بحمد اللَّه، اين چه مىشد. نفت در آن وقت بيشتر از حالاها صادر مىشد. به ايران چه مىرسيد؟ به دستگاه سلطنتى چه مىرسيد؟ به خارجيها چه مىرسيد؟ كى منافعش را مىبرد؟ آنهايى هم كه مىخواستند منفعت ايران را برگردانند؛