صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٦ - تلاش مسئولين رژيم سابق براى جلب رضايت اجانب
شهربانى آن وقت كه پاسبانها با مردم چه مىكردند! پاسبانها كه بايد پاسبانى كنند از اين مردم و از اين كشور، به جاى پاسبانى يا زور مىگفتند يا دزدى مىكردند يا رشوه مىگرفتند و فشار مىآوردند به مردم. اين وضع قواى نظامى و انتظامى ما بود كه از اين بدتر بود. حالا كسانى كه اطلاعات عميق دارند، از آنها بايد بپرسيد.
اين را مقايسه كنيد با حالا و پاسداران عزيز ما و ارتش ما و ژاندارمرى ما و شهربانى ما. چه شد كه آن وقت آن طور بود، در مقابل اجنبى آن طور زبون بودند و اين وقت اين طور است كه جوانها در مقابل امريكا ايستادهاند و شعار مىدهند و مىگويند كه «مرگ بر امريكا»؟!
تلاش مسئولين رژيم سابق براى جلب رضايت اجانب
نكته اينكه اين تحول در ارتش پيدا شد، اين تحول در سپاه پاسداران پيدا شد، جوانهايى كه قبل از اين انقلاب در فكر اين معنا نبودند اصلًا كه جنگى كنند و جهات جنگى را داشته باشند و نظامى باشند، در بين مردم خودشان سربلند بايستند و حفظ كنند مردم را، اين چيست؟ فرق ما بين اين دو زمان چى است؟ اين فرق در فرهنگ است.
فرهنگ ما در آن زمان با زبان فرهنگ ما در اين زمان فرق كرده است. شما از دانشگاه شروع كنيد تا ادارات دولتى، تا ارتش، تا ژاندارمرى آن وقت و تا همه اينها و تا تودههاى مردم، جوانها؛ ببينيد كه ارتش ما و ساير قشرهاى ملت و دولتى، مجلس آن وقت و دولت آن وقت و همه اينها در اثر فرهنگ وارداتى چه بودند.
ما هر مطلبى را، [ببينيم، همين طور است.] اگر يك شخصى مريض باشد، تا احساس مرض نكند به طبيب رجوع نمىكند. وقتى احساس مرض كرد، آن وقت مىرود پيش طبيب. طبيب هم تا مرض را نشناسد، نمىتواند معالجه بكند. جامعه وقتى كه مريض باشد همين طور است. تا جامعه احساس نكند كه مريض است، احساس نكند كه در حال احتضار است، تا اين را احساس نكند، به فكر طبيب نمىافتد، به فكر معالج نمىافتد.
جامعه آن وقت خودش احساس مرض نمىكرد؛ خيال مىكرد كه نه، ما خودمان سالميم،