گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢ - بخش اول توکل
است (باک ندارم، به خدا توکل میکنم) نه مفهوم تماوت و مردگی و یک گوشه نشستن و کار به کاری نداشتن. توکل همیشه در قرآن در آیات حماسی آمده.
توکل در داستان حضرت موسی و قوم بنیاسرائیل
آیه دیگر مربوط به همین قوم یهود و سرزمین فلسطین است. میدانیم که داستان از حضرت موسی شروع میشود. قوم بنیاسرائیل در مصر بودند و موسایی پیدا شد و مبعوث به نبوت شد و بعد مأمور شد که اینها را از مصر به فلسطین منتقل کند، که اینها به استناد همان هنوز هم بعد از چند هزار سال میگویند که آنجا مال ماست. موسی گفت برویم فلسطین. در آنجا قومی بودند به نام «عَمالقه» که این هم داستانی دارد. میگویند عمالقه یک مردم نیرومند و زورمندی بودند[١] . موسی مأمور شد که قوم
بنیاسرائیل را ببرد فلسطین و اساسا آنجا را تصاحب کند و از آنها بگیرد. به اینها گفت: یا قَوْمِ ادْخُلُوا الاَْرْضَ الْـمُقَدَّسَةَ الَّتی کتَبَ اللهُ لَکمْ وارد سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر کرده بشوید. وَ لا تَرْتَدّوا عَلی اَدْبارِکمْ فَتَنْقَلِبوا خاسِرینَ عقب نشینی نکنید که بدبخت میشوید. قالوا یا موسی اِنَّ فیها قَوْمآ جَبّارینَ وَ اِنّا لَنْ نَدْخُلَها حَتّی یخْرُجوا مِنْها فَاِنْ یخْرُجوا مِنْها فَاِنّا داخِلونَ گفتند: موسی! آنجا یک عده مردم زورمندی هستند، ما هرگز آنجا نمیرویم. اگر آنها بیرون رفتند و جا خالی شد آن وقت ما میرویم. موسی میگفت بروید پیکار کنید و با پیکار آنها را از آنجا بیرون کنید، آنها میگفتند خیر نمیرویم.
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذینَ یخافونَ اَنْعَمَ اللهُ عَلَیهِمَا ادْخُلوا عَلَیهِمُ الْبابَ فَاِذا دَخَلْتُموهُ فَاِنَّکمْ غالِبونَ. دو نفر افرادی که خداوند نعمت ایمان به آنها داده
[١] . حال این سخن چقدر اساس دارد، روشن نیست.