گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤ - بخش دوم رضا وتسلیم
را دوست دارم[١] . البته این در آن منطوی[٢] است. من همیشه در هر شرایطی یک وظایفی دارم، یک چیزی هم به سر من میآید؛ همیشه باید وظیفه خودم را انجام بدهم. من دیگر برای خدا اقتراح نمیکنم که خدایا تو برای من فقر بیاور؛ دنبال وظیفهام میروم. حتی دنبال ثروت هم که میروم دنبال وظیفه میروم نه دنبال ثروت. وقتی هم دنبال کار و کسب میرود، از نظر او دنبال ثروت رفتن نیست، او دنبال وظیفهاش دارد میرود. بعد که آن وظیفهاش را انجام میدهد ثروت به او رسید راضی است، فقر هم رسید ـ یعنی ثروت نرسید و شکست خورد ـ باز هم راضی است. او وقتی بیمار میشود دنبال معالجه میرود، اما درواقع دنبال معالجه نمیرود دنبال وظیفه میرود. معالجه را هم از نظر اینکه وظیفه است دنبالش میرود؛ خوب شد راضی است خوب هم نشد باز راضی است.
آنچه که برای یک نفر مؤمن همه چیز را تبدیل میکند به رضا مسئله وظیفه است. وقتی که هر کاری را فقط و فقط به خاطر وظیفه انجام داد آنوقت او اصلا نمیتواند راضی نباشد. او همیشه پیروز است، به خلاف کسی که برای وظیفه عمل نمیکند، برای هدف خاصی عمل میکند. وقتی به آن هدف خاص رسید پیروز است، نرسید شکست خورده.
ـ مخالفینی که میآیند روی این مسائل تکیه میکنند تنها این نیست که خودشان این را خلق کنند یا جنبه منفی را میبینند. متأسفانه این جور مفاهیم غلط از اخلاق اسلامی در جامعه در اثر سالها برداشت خاصی نفوذ کرده.
استاد : قبول میکنم، تا اندازهای همین طور است. اخیرا مسافری از اروپا
[١] . شرح نهجالبلاغه ج ٣ / ص ١٥٦.
[٢] . [یعنی نهفته.]