گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - بخش دوم رضا وتسلیم
امروز با بیان رسا و شیوایی همین را استدلال کردید که اصلا رضا موقعی میتواند معنی پیدا کند که وظیفه وجود داشته باشد و وظیفه هم موقعی است که مذهبی، مسلکی، اعتقادی وجود داشته باشد.
استاد : من جلسه گذشته بیان شما را چیز دیگر فهمیدم؛ خیال کردم شما میخواهید بگویید که اگر دین و مذهبی باشد، به اعتبار اینکه دین و مذهب انسان را در مقابل خدا مؤمن و متعبد میکند، قهرا انسان همین جور چشم بسته میگوید هر چه خدا گفته مصلحت است؛ فکر نکردم که مسئله وظیفه را میگویید.
ـ بنده مَثَل از امام حسین ذکر کردم، گفتم امام از حوادث پیشآمده راضی نبود اما چون در تمام این مراحل قدم به قدم مطابق وظیفه رفتار میکرد...
استاد : از نظر سرنوشت خودش صد در صد راضی بود که کار صحیح را میکند.
ـ اما مطلب دیگر: جنابعالی فرمودید که بعضی حوادث مورد رضایت خداست و بعضی نیست. این بر میخورد به بحث سابق خودمان که راجع به خدا هم میگفتیم. در آنجا شما عکس این را میگفتید؛ گفتید در عقاید اسلامی برای حوادث دو منبع وجود ندارد، منابع یکی است و آن خداست و به همین دلیل ما نمیتوانیم یک چیز را از خدا بدانیم و یک چیز را از خدا ندانیم. شما تعریف کنید که چه چیزی هست که میتوانید از خدا ندانید؟ هر چه باشد با یک رشتهای، یک علتی به خدا مربوط میشود.