درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩ - در ربط حادث به قدیم
دیگری بعد زمانی. اینجا تصریح میکند که زمان بعد چهارم است.
پس گاهی جوهر را مطلق از چهار بعدش اعتبار میکنیم و گاهی متعین؛ اگر جوهر را از نظر سه بعد ]مکانی[ متعین اعتبار کنیم میشود جسم تعلیمی، و اگر آن را از نظر بعد زمانی متعین اعتبار کنیم میشود زمان. پس زمان جز کشش جوهری وجود اشیاء چیز دیگری نیست. هر جوهری از جمله جسم خود ما، همان طور که در متن واقع دارای طول و عرض و عمق است، دارای یک کشش زمانی هم هست؛ یعنی مثلا این وجود ما که در امروز هست و دیروز و پریروز هم بوده، به امتداد دیروز و پریروز تا اول وجودش، و به امتداد فردا و پس فردا تا آخر وجودش، کشش دارد، و این کشش جزء و عین جوهر ماست. اگر در اینجا میگوییم «جزء جوهر ماست» به آن معنا نیست که جوهر ما از اجزائی ترکیب شده است که این کشش هم یکی از آنهاست، بلکه به این معناست که از جوهر ما انتزاع میشود؛ همان طور که ابعاد سهگانه طول و عرض و عمق هم اجزائی نیستند که ]جوهر [از آنها ترکیب شده باشد، بلکه از آن انتزاع میشوند. پس این ابعاد عین فرمول وجود ما هستند و ]با جوهر ما[ اعتبارا فرق میکنند؛ یعنی اگر این ابعاد و امتدادات را مبهم اعتبار کنیم میشود جوهر، و اگر متعین اعتبار کنیم یکی از آنها میشود زمان و دیگری میشود مکان.