درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١ - ادله قائلین به بدایت زمان
باید از اینها که مرتب از حدوث عالم صحبت میکنند پرسید «مقصود شما از حدوث عالم چیست؟». آنوقت برای حرف آنها وجوهی ذکر میکنند و ادعا میکنند در میان این وجوه وجهی که تصورا معقول باشد و خلاف حرف فلاسفه باشد وجود ندارد.
وجوهی که مرحوم آخوند برای حدوث عالم ذکر کردهاند :
وجه اول
ممکن است مقصود اینها از «عالم حادث است» این باشد که «عالم صادر از حق است». میفرمایند: این، مطلب درستی است و خصم شما[١] هم همین حرف را میزند و میگوید «عالم صادر از حق است»، بلکه خصم شما بیش از شما قائل به حدوث عالم به این معناست، چون شما خیال میکنید خلق به معنی ایلاد است و اصلا حدوث و از او بودن و مخلوق بودن و صادر بودن را به این معنا میدانید که او در یک «آن» دخالتی کرده و شیء را از حالت عدم به حالت وجود درآورده و دیگر بعد از آن نقشی ندارد و عالم از او بینیاز است؛ مثل اینکه شخصی نشسته باشد و شخص دیگری دستش را بگیرد و او را بلند کند. در اینجا نقش شخص دوم فقط همین مقدار است که او را از حال قعود به حال قیام درمیآورد. و لهذا بسیاری از متکلمین گفتهاند عالم فقط در اصل پیدایش به خدا نیاز دارد و بعد از آن نیازی به خدا ندارد. و همین است که سر به کفر و شرک میزند[٢] و[٣] .
در محل خودش ثابت شده است که این حرف نامعقول است؛ چون تغییر حالت میان وجود و عدم ]معنی ندارد؛[ چون عدمْ حالت واقعی برای عالم نیست، برخلاف قیام و قعود برای انسان؛ انسان خودش ماورای این دو حالت است، در این حالت هست در آن حالت هم هست. در قیام و قعود، انسان تغییر حالت پیدا میکند، ولی عدمْ حالت برای عالم
[١] . [يعنی فلاسفه.]
[٢] . حاجی در اينجا تعبير به «كفر التهوّد» میكند. من اين حرف حاجی را يادم نبود، ولی از قديم میگفتماين يك انديشه يهودی است و همين مطلب را در مقاله «اسلام و مسألهای از حيات» ]در كتاببيست گفتار] مطرح كردهام.
[٣] . سؤال : واقعا عقيده متكلمين همين است؟استاد : گفتيم كه گاهی افراد خودشان نمیدانند چه عقيدهای دارند، ما میخواهيم بشكافيم تا خود آنهابفهمند چه میگويند. سؤال : مگر متكلمين به قرآن معتقد نبودند؟استاد : خيال كردهايد قرآن را فهميدهاند؟! [خنده استاد]