درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - در ربط حادث به قدیم
ذکر کردهاند و عجیب این است که اتفاقا در اینجا آقای طباطبایی یک حاشیه بسیار خوب و عالی دارند که قسمتی از مطالب آخوند در اینجا را بهتر از همه توضیح دادهاند و حق این بود که با توجه به آنچه در اینجا گفتهاند و اینکه خودشان به همین مطلب توجه دارند، آن اشکالها و نقدها را به مرحوم آخوند وارد نمیکردند.
در حرکت جوهریه، قابلْ حکمی مستقل از مقبول ندارد
وقتی این مطلب ثابت شد که قابل و مقبول در حرکت جوهریه اثنینیت عینی و خارجی ندارند بلکه اثنینیتشان عقلی است، میگوییم: پس در اینجا قابل حکمی مستقل از مقبول ندارد که بپرسیم حادث است یا قدیم؟، بلکه در حکمش تابع صورت است؛ یعنی اگر صورت (مقبول) حادث بود قابل هم حادث است و اگر قدیم بود آن هم قدیم است. ]در اینجا[ وقتی صورت حادث و متجدد بالذات است ماده هم به تبع صورت همان حکم را پیدا میکند و حکم مستقلی ندارد.
بازگشت جنبههای قابلی به جنبههای عدمی
بعد مرحوم آخوند میگوید[١] : اگر نظر شما به ماده اولی باشد مطلب از همین قراری است که بیان شد و اگر نظر شما به ماده ثانیه[٢] باشد باز هم در نهایت امر جنبههای قابلی برمیگردد به جنبههای عدمی و به ماده اولی؛ یعنی در ماده ثانیه صورت بما أنها صورةٌ ماده نیست، بلکه باز هم همان ماده اولی ماده اصلی است و همه جهات قابلیت برمیگردد به ماده اُولی، گو اینکه از نظر استعدادات لاحق، ما به مجموع ماده و صورت میگوییم ماده.
توضیح اینکه: در حرکت جوهریه جنبه مادی و قابلی در نهایت امر برمیگردد به جهات نقص و جنبه عدمی اشیاء؛ یعنی در میان حقایق عالم هستی حقیقتی هست که آن حقیقت تشکیلدهنده عالمی[٣] است که در صفّ النّعال عوالم دیگر قرار گرفته و نحوه وجود ]آن حقیقت[ به این صورت است که عدم و وجود در آن متشابک است و از ذاتش و نحوه وجودش عدم انتزاع میشود، هر مرتبهاش فاقد مرتبه دیگر است، مرتبه قبلی فاقد
[١] . اينجا آقای طباطبايی توضيح خوبی دادهاند.
[٢] . يعنی هيولای اُولی در حالی كه متلبس به صورتی است و ماده است برای صورتی ديگر.
[٣] . يعنی عالم طبيعت.