درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
دارند و به حسب زمان، هر جزئی از وجود آنها بر جزئی از زمان عام قابل انطباق است.
اما نوع سوم اموری میباشند که دفعیالوجودند و در عین اینکه دفعیالوجودند آنیالوجود نیستند. اینها زمانیالوجودند و قهرا زمانیالبقاء هم هستند. تدریجیالبقاء نیستند که بگوییم بقائشان تدریجی است و فنا دارند، بلکه در تمام زمان وجود دارند و عمر دارند و به معنی واقعی مستمرالبقاءاند. قسم دوم ـ یعنی تدریجی البقاءِ تدریجی الفناء ـ هر مرتبهاش که وجود پیدا میکرد دیگر بقا برایش معنا نداشت، ولی این شیء بسیط[١] ، در عمود زمان وجود پیدا میکند و واقعا در مقداری از زمان بقا دارد.
مثالی برای قسم سوم
اینجا مثالی ذکر میکنم که برای بحثهای بعد مفید خواهد بود. اگر کسی قائل به حرکت در جوهر نباشد ـ مثل خود شیخ ـ در نزد او جواهر جسمانی عالم از این قسم سوم[٢] میباشند؛ چون بنا بر کون و فساد[٣] ، ماده که دفعةً صورتی را پذیرفت کون پیدا میکند و کائن میشود و بعد واقعا عمر دارد؛ یعنی به همان نحو که اول دفعةً[٤] وجود پیدا کرده است، در مقداری از زمان به تمام وجودش باقی است و وقتی عمرش به پایان برسد یکدفعه به تمام وجود معدوم میشود.
شیخ مدعی است این امور، حصول و وجود در ابتدا ـ به این معنا که به تمام وجود در یک آغاز زمانی و نقطه فرضی زمانی (یعنی در یک «آن») حصول پیدا کرده باشند ـ ندارند. (مثل امور تدریجیالوجود که وجودی دارند در تمام زمان نه حصولی در ابتدا؛ ابتدا دارند، ولی وجودی از خودشان در ابتدا ندارند.) این موجود ابتدا دارد به معنای اینکه زمان وجودش ابتدا دارد. این در تمام این زمانِ وجود میغلتد و تمام این زمان ظرف وجود آن
[١] . [يعنی قسم سوم.]
[٢] . يعنی دفعیالوجود و زمانیالبقاء.
[٣] . كسی كه قائل به حركت در جوهر نيست قائل به كون و فساد است.
[٤] . شيخ در اينجا نمیگويد در «آن» وجود پيدا كرد، میگويد دفعةً وجود پيدا كرد.