کشاف الفهارس - حجتی، محمدباقر - الصفحة ٢٧٦
سيارى همان نويسنده ء ( الغارات ) مى باشد .
بايد بدانيم كه اين سيارى جز احمد بن سيار بن ايوب مى باشد ، وخطيب بغداد در كتاب تاريخ بغداد از اين سيارى يعنى احمد بن سيار بن ايوب ياد كرده واو را ستوده است ، چرا كه وى همان أبو الحسن فقيه مروزى امام اهل حديث در مرو به شمار مى رفته واو را با عبد الله بن مبارك در عصر خود قياس مى كردند .
اسماعيل بخارى وعموم محدثان خراسان از أو روايت و نقل دارند .
احمد بن سيار بن ايوب در ٢٦٨ ه .
ق از دنيا رفت .
# : سده ء ٣ يا ٤ ه .
ق ، احتمالا حدود ٣٢٨ ه .
ق .
در اين كتاب قراآت مختلف وبه اصطلاح كلماتي را كه دگرگون گشته ، ونيز كلمات يا عباراتي را كه از قرآن حذف شده آورده است .
سيارى در اين كتاب بر آن است كه عثمان و جمع آورندگان قرآن در زمان أو ، عمدا اين كلمات وعبارات را از قرآن حذف كرده واز قرآن كاسته اند ، سيارى براى اثبات اين قراآت مختلف واين كاستى ها اخبار را با سلسله ء اسناد آنها ياد كرده است .
وشيخ حسن بن سليمان حلى در ( مختصر البصائر ) از سعد الله بن عبد الله از اين كتاب با تعبير ( التنزيل والتحريف ) - آنگاه كه از آن نقل مى كند - سخن گفته است .
نجاشى وشيخ طوسى در ( الفهرست ) از اين كتاب ياد كرده اند .
ودانشمندان زيادي از اين كتاب نقل وروايت دارند ، از آنجلمه : آغاباقر بهبهاني در ( حاشية المدارك ) در بحث قرائت ، وحاج ميرزا حسين نوري در ( مستدرك الوسائل ) - بر اساس اعتماد بر نقل اجلاء اصحاب از أو - ، ونيز نوري در پايان فصل الخطاب مطالب فراوانى از اين كتاب نقل كرده است .
بزرگانى كه از اين كتاب نقل وروايت كرده اند عبارتند از : حميري ، صفار ، أبو على اشعرى ، موسى بن حسن اشعرى ، حسين بن محمد بن عامر ، كلينى در ( الكافي ) ، ابن ادريس در ( المستطرفات ) ، محمد بن عباس بن ماهيار در تفسيرش .
بايد يادآور شد كه نجاشى وشيخ طوسى از اين كتاب با عنوان ( القراءات ) نام برده اند .
اين كتاب بر حسب ترتيب سوره ها از فاتحه تا ( والناس ) تنظيم شده ، وكلماتي را كه سيارى ادعاء مى كند دگرگون گشته ويا ازقرآن حذف شده در آن آورده است .
با توجه به اينكه سيارى از ديدگاه اكثر علماء ، شخصيتي مطعون از لحاظ روائي است بر اين كتاب أو نمى توان اعتماد كرد وبايد سخنان أو را در اين كتاب مانند مذهب وائين أو - سست ونا استوار برشمرد .
به نظر مى رسد كه اين كتاب در تأليف ( فصل الخطاب ) محدث نوري ، انگيزه وكمك عمده أي بوده است .