کشاف الفهارس - حجتی، محمدباقر - الصفحة ١٩٤
( شركائهم ) به وسيله ء مفعول مصدر ، يعنى اولادهم ) فاصله ايجاد مى كرد .
از همين جا بازمى يابيم اين شرط ، يعنى موافقت با قواعد زبان ، مانند شرط قبلى ، يعنى مطابقت با رسم الخط ، يك شرط حفاظى است ، نه آنكه به صورت شروط مستقلى تلقى شود ، چنانكه اين نكته را قبلا توضيح داديم .
ونيز منظور آنها چنان نبوده است كه نمى توان قراآت را به عنوان يكى از مآخذ قواعد نحوى وعالى ترين مقياس برشمرد .
گمان بر آن است كه پديدآوردن آثار ومصنفات در ( اعراب قرآن ) متوجه اين هدف بود كه قراآت معتبر با قواعد زبان عربي هماهنگى دارد .
بارى ، ضمن معرفى مقياس قرائي به تطورى - كه شرط اخير مراحل آنرا طى كرده - پى برديم .
اين شرط از ابن خالويه - به طور مطلق وبدون هيج قيد وشرطي - آغاز شد وگفت : يكى از شرائط اعتبار قراآت مطابقت آن با قواعد زبان مى باشد ، وقيد قوت وجه وامثال آنرا در اين شرط مطرح نساخت .
آنگاه اين شرط به وسيله ء مكى بن ابى طالب به ( قوت وجه ) مقيد گرديد يعنى أو مى گفت بايد قراآت معتبر منطبق با قواعدى در زبان عربي باشد كه اين قواعد از رجحان وقوت برخوردار است .
وپس از أو كواشى مانند ابن خالويه هيچ قيدي را پيشنهاد نمى كند .
و سرانجام به دوره ء ابن الجزرى مى رسيم كه اين شرط را توسعه داده است ، به اين معنى كه وى مى گفت : اگر قرائتي بر حسب يكى از وجوه - ولو وجه ضعيف - صحيح باشد مى توان آنرا معتبر شمرد .
ومطابقت با قواعد زبان - براساس نظريه ء ابن الجزرى - تاهم اكنون بر سر پاى مانده است .