کشاف الفهارس - حجتی، محمدباقر - الصفحة ١٧٩
نكته ء مزبور ضمن آن جلب نظر مى كند .
أبو شامة نيز مانند ابن قتيبه اظهارنظر كرده ومى گويد : در قرآن عربي از تمام زبانها ولهجه هاي عربي لغاتى وجود دارد ، زيرا قرآن بر تمام عربها نازل گرديد ، وخداوند متعال به آنها رخصت داد كه مى توانند آنرا به حسب لغات مختلف خود قرائت كنند .
به همين جهت قراآت مختلف در مورد قرآن كريم پديد آمده است ( ١ ) .
گفتارى كه ضحاك از ابن عباس روايت كرده است سخن ابى شامه را تأييد مى كند .
ابن عباس مى گفت : ( خداوند متعال اين قرآن را به زبان هر قوم وقبيله أي از اقوام وقبائل عرب نازل كره است ) .
از معاصرين ، دكتر طه حسين ريشه ء اختلاف قراآت را بدينسان گزارش مى كند : ( به اختلاف ديگرى در قراآت اشاره شده كه عقل آنرا مى پذيرد ، ونقل نيز آنرا تجويز مى كند ، وضرورت اختلاف لهجه ها كه ميان قبائل عربي ديده مى شود اين اختلاف را ايجاد مى نمايد ، قبائلى كه نمى توانند حنجره ها وزبانها ولبهاى خود را دگرگونه سازند تا بتوانند قرآن كريم را همانگونه قرائت كنند كه پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) وخويشاوندان قرشي أو قرائت مى كردند .
اين قبائل قرآن را بدانگونه كه تكلم مى نمودند قرائت مى كردند ، لذا در قرائت خود ( اماله ) را به كار مى بردند كه قريش آنرا به كار نمى گرفت .
ويا كلمه أي را ممدود مى خواندند كه قريش آنرا به مد نمى خواند .
ويا مقصور قرائت مى كردند كه قريش به قصر قرائت نمى كرد .
ويا سكوني را در مورد حرفي به كار مى بردند كه قريش آنرا ساكن قرائت نمى كرد .
ويا ادغام واخفات ونقل را در مورد كلماتي مورد استفاده قرار مى دادند كه قريش چنين نمى كردند ) ( ٢ ) .
وهم چنين از جمله معاصرين - كه مبناى اختلاف قراآت را بدينگونه توجيه مى كردند - سه تن از دانشمندان ، به نام : على جندي ، ومحمد صالح سمك ، ومحمد أبو الفضل ابراهيم مى باشند .
اما با اين تفاوت كه اختلاف لغات و لهجه هاي از ديدگاه آنها مربوط به تمام قراآت نيست ، بلكه اختلاف لهجه ها ولغات منشأ براى پاره أي از قراآتمى باشد ، چنانكه در كتاب خود بدان اشاره كرده اند ( ٣ ) .
اين نوع از اختلاف قراآت ظاهرا بخشى از قراآت را در بر مى گيرد كه مى توانيم اين بخش را ضمن تقرير وتأييد نبى اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نسبت به قراآت مسلمين مندرج سازيم .
نتيجه : مى توان گفت : تمام عوامل ياد شده كه مصادر ومنابع اختلاف قراآت را تشكيل مى دهند ، مرجع همه ء آنها عبارت از فعل وتقرير وتأييد نبى اكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مى باشد .
ومأخذ اختلاف اصحاب ، قراآت خود آنحضرت است .
واختلافي كه در قراآت از سوى آنحضرت ارائه شد در جهت تسهيل وتوسعه نسبت به امت اسلامي بوده است .
وشايد حديث ( انزل القرآن على سبعة احرف فاقرؤا ما تيسر منه ) اشاره به همين امر باشد ، به ويژه در روايت احمد بن حنبل ، از خالد ، از حماد ، از عاصم ، از زر ، از حذيفه مى بينيم كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) فرمود : ( من جبرائيل ( عليه السلام ) را در كنار ( احجارالمرا ) ديدار كردم وبه أو گفتم : أي جبرائيل ! من به سوى امتى امى وناآشناى به خواندن ونوشتن ، از زن ومرد وغلام وكنيز وسالخورده فرستاده شدم .
جبرائيل ( عليه السلام ) به دنبال سخن آنحضرت عرض كرد : ( ان القرآن انزل على سبعة احرف ) ( ٤ ) .
١ .إبراز المعاني ، ص ٤٧٨ .
٢ .في الادب الجاهلي ، ص ٩٥ .
٣ .رك : أطوار الثقافة والفكر في ظلال العروبة والاسلام ١ / ٨٠ .
٤ .فضائل القرآن : ابن كثير ، ص ٣٠ .