کشاف الفهارس - حجتی، محمدباقر - الصفحة ١٣٦
شيوع پديده ء اختلاف قراآت در اين مرحله - همانگونه كه از تاريخ وفات اكثر صحابه ء ياد شده استفاده مى شود به نيمه ء اول قرن اول هجري مى پيوندد .
مرحله ء هشتم مرحله ء هشتم را بايدمربوط به دوره أي دانست كه عثمان بن عفان ، مقرئ خاصى براى هر يك از بلاد - كه مصحفي را به آن بلاد فرستاده بود - تعيين كرد تا مردم را براساس مصحف خود متحد سازد .
فرستادگان عثمان عبارتند از : ١ .
عبد الله بن سائب مخزومي ( م حدود ٧٠ ه .
ق ) ، به مكه .
٢ .أبو عبد الرحمن سلمى ( م ٧٤ ه .
ق ) ، به كوفه .
گويند : أو همان كسى است كه - از زمان خلافت عثمان تا ايام حجاج بن يوسف - در كوفه ماند ومدت هفتاد سال سرگرم تعليم قرائت به مردم بود ( ١ ) .
عمر قبل از أبو عبد الرحمن ، عبد الله بن مسعود را به عنوان معلم قرآن ووزير وگماشته ء خود به كوفه گسيل داشت .
ابن مسعود همان كسى است كه اصحاب وياران وشاگردانش پيرامون وى گرد مى آمدند .
( ياران و شاگردانى كه آنها را به عنوانهاى چراغهاى فروزان فضاى كوفه توصيف ومعرفي كرده اند كه قرائت قرآن را از ابن مسعود فراگرفته بودند .
وبه نشر آن در ميان اهل كوفه مى پرداختند ) ( ٢ ) .
٣ .عامر بن عبد قيس ( م حدود ٥٥ ه .
ق ) ، به بصره .
٤ .مغيرة بن ابى شهاب مخزومي ( م هفتاد واندى پس از هجرت ) ، به شام .
٥ .وسرانجام ، زيد بن ثابت ( م ٤٥ ه .
ق ) را به عنوان مقرئ مدينه منصوب كرد ( ٣ ) .
طبق گفته ء ابن حجر عسقلاني اين كار در سال بيست وپنجم هجري ، وبرحسب نوشته ء ابن الجزرى در حدود سال سى ام هجري اتفاق افتاد ( ٤ ) .
عثمان در انتخاب اين فرستادگان مى خواست خاطرنشان كند كه علاقه مند بود با هر مصحفي ، يك قارى همراه سازد تا قرائت أو با قرائت اهل آن بلد - غالبا - هماهنگ باشد ( ٥ ) .
چرا كه عثمان دستور داد مصحف هاي امام - طبق قراآت مختلف ومعتبر با رسم الخطهاى مختلف نگارش شود ، البته باتوجه به اين نكته كه اين قراآت مختلف ومعتبر به پاره أي از حروف قرآن كريم ، محدود بود ، چنانكه در ( قال موسى ) در سوره ء ( قصص ) در مصحف مكه بدون واو ، ودر ساير مصاحف با واو : ( وقال موسى ) نگارش شده بود .
ونيز عثمان دستور داد كه پاره أي از حروف وكلمات قرآن به صورتي نگارش يابد كه آن كلمه بتواند پذيراى وجوه مختلف قرائت باشد ، مانند : ( يخدعون ) كه در سوره ء بقره بدون الف نگاشته شد تا بتوان آنرا ( يخادعون ) وبا الف قرائت كرد ، وهمچنين در يا آت زايد ( ٦ ) .
سخنى كه از ( مهدوي ) ياد مى كنيم به همين مطلب اشارت دارد : ( عثمان وكساني كه با رأى أو توافق كردند چنين اختلافي را در مورد نسخه هايى - كه دستور نوشتن آنهارا داده بود وبه بلاد وشهرهاى مختلف فرستاده شد - از آنجهت تصويب كردند چون مى دانستند كه قرآن كريم براساس اين اختلاف نازل گرديد ( ٧ ) .
به همين جهت قرائت مردم هر شهرى تابع رسم الخط مصحف آنان بوده است ) ( ٨ ) .
١ .فضائل القرآن ، ص ٦٤ .
٢ .حياة الشعر في الكوفة ، ص ٢٤٤ .
٣ .تاريخ القرآن : زنجاني ، ص ٦٧ ، في الدراسات القرآنية ، ص ١٢ .
٤ .لطائف الاشارات ١ / ٥٨ .
٥ .مناهل العرفان ١ / ٤٠٦ .
٦ .يا آت زايد عبارت از ياآتى است كه خوانده مى شود ، ولى در نگارش حذف مى گردد .
٧ .هجاء مصاحف الامصار ، ص ١٢١ .
٨ .غيث النفع ،