حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٠ - حكمت عملى

از اينكه شما را به حق بسنجند خود را با حق توزين كنيد ببينيد سبكيد يا سنگين . كارتان بروال حق است يا نه ؟ براى حق است يا نه ؟ از حق شروع شده يا نه ؟ انسان اگر بخواهد تبهكاريهايش را براى ديگران توجيه كند براى خودش نمى تواند توجيه كند .

بل الانسان على نفسه بصيرة ولوالقى معاذيره [١] .

اين كلمه بصيرة كه با ( ة ) ذكر شد دلالت بر مبالغه دارد چون تاءاش تاى مبالغه است نه تاى تأنيث . اگر گفتند فلان شخص علامه است يعنى خيلى دانشمند است اينجا قرآن فرمود : بل الانسان على نفسه بصيرة يعنى خيلى بيناست . ممكن است خود را از ديگران مستور كند . ممكن است روى تبهكاريهايش پرده توجيه بكشد ولى در پيشگاه جانش ميداند چه كرده است و ميداند چه ميكند ولو عذرها را القاء كند عذر تراشى كند ولى خود را مى شناسد . فرمود خودت را حساب بكن . خودت را با حق بسنج ببين سنگينى يا سبكى . اگر سنگينى شكر بكن و اين راه را ادامه بده و اگر سبكى تو به كن استغفار كن با حق مأنوس شو . سنگين شو و آن راه حق را ادامه بده . اين قسمت مهم آزاد بودن است فرمود : آنچه كه لازمه مطلب هست من براى شما تشريح كردم و گفته ام افراد آزاد , زنده اند و افراد برده , مرده اند آن كس كه خود را بدنيا فروخت مرده است . آن كس كه دنيا را خريد و رها كرد آزاد است . درباره زاهدان اينچنين مى گويد :

كانوا قوما من اهل الدنيا و ليسوا من اهلها [٢] .

از نظر آمارگيرى اينها را جزو مردم دنيا بحساب مى آورند ولى اهل دنيا نيستند كه دنيا اينها را خريده باشد .


[١]قرآن كريم , سوره قيامت , آيه ١٤ و ١٥ .

[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢٢١ , صفحه ٧٢٦ .