حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٣ - درس ششم
عالى است با نازلترين موجودات هم هست و به هر موجودى از خود او هم به او نزديكتر است . به انسان از خود انسان نزديكتر است . گاهى ميفرمايد : خدا به اين شخص محتضر كه در بستر بيمارى منتهى بمرگ قرار دارد از حاضرين به اين شخص نزديكتر است ( و نحن اقرب اليه ) فرمود : خدا به اين مختصر از شما حاضران كنار بستر او نزديكتر است ولى شما نمى بينيد . گاهى ميفرمايد : خدا به انسان از رگ گردنش نزديكتر است .
ولقد خلقنا الانسان و نعلم ماتوسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد [١] .
گاهى از اين عميق تر ميفرمايد :
و اعلموا ان الله يحول بين المرء و قلبه [٢] .
خدا بين جان ما و خود ما حائل و فاصله است . به ما از جان ما نزديكتر است . لذا اگر بر كارى تصميمى گرفتيم او نقض مى كند و اگر عزيمت نموديم او فسخ مينمايد . خاطرات ما را بهتر از ما ميداند . آنچه در قلب ما ميگذرد اول او ميداند بعد ما مى فهميم . آنچه از ذهن ما ميگذرد او بان خاطره از ما عالم تر است . قدرتى كه درجان ماست خدا بان قدرت از ما نزديكتر است . چيزى نيست كه خدا به او از خود او نزديكتر نباشد . چون لازمه اطلاق ذاتى و نا محدود بودن اين است فرمود : نه بلند بودن او او را از چيزى دور ميكند و نه نزديك بودن او مانع بلندى اوست چون لازمه يكى حقيقت مطلق و نا محدود اين است . اگر چيزى نا محدود شد , لازمه اش همين خواهد بود . يكى از فروعات اطلاق ذاتى و عدم تناهى ذات حق تعالى اين است كه ما خدا را بهتر از هر چيزى مى شناسيم .
[١]قرآن كريم , سوره ق ( ٥٠ ) , آيه ١٦ .
[٢]قرآن كريم , سوره الانفال ( ٨ ) , آيه ٢٤ .