حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٥ - نقش استدلال در شناخت خدا
آن گياه هم روياننده اى دارد ( و هو الله ) .
اما بشر عادى اين چنين مى پندارد كه گياهان بيابانى خودرويند و انسان هم مانند گياهان بيابانى خودرو است وزارعى ندارد كسى كه اينها را بپروراند و برو ياند نيست .
كالنبات مالهم زارع , ولا لاختلاف صورهم صانع .
خيال كردند مانند گياهان خود روئى اند كه زارع و كشاورزى ندارند . كه اينها را بروياند و اين اختلافهائيكه بين اينهاست و هرگز صورتى شبيه صورتى ديگر نيست , چهره اى همانند چهره ديگر نيست آهنگى همانند آهنگ ديگر نيست , لهجه اى همانند لهجه ديگر نيست اين اختلاف چهره ها اين اختلاف صورتها و اين اختلاف آهنگ و لهجه ها اين اختلاف صورت و سيماها خيال كردند اتفاقى بوده و از روى نظم و حساب نمى باشد و صورت ساز و صورت گرى نيست .
هو الذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء [١] .
فرمود اينها كه منكر مبدأند .
ولم يلجأ وا الى حجة ما ادعوا , ولا تحقيق لما اوعوا [٢] .
اينها در اين داعيه بى حجت و دليل هستند .
حجتهم داحضة عند ربهم [٣] .
دليل اينها باطل است دليلى ندارند .
آنگاه مى فرمايد : آيا موجود مادى در اثر حركت اينچنين مى شود ؟ نمى دانند كه حركت گذشته از اينكه متحرك مى خواهد محرك هم ميخواهد . حركت پديده اى است كه آفريننده مى خواهد اين كمالات بعدى را كه پيدا مى كند خود نداشت كه بخود بدهد . دريافت مى كند
[١]سوره آل عمران , آيه ٦ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ٢٢٧ , صفحه ٧٣٧ .
[٣]سوره شورى , آيه ١٦ .