حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٠ - درس ششم
ميتواند به معرفت كنه رب برسد , نه با غواصى كردن نه با پرواز كردن نه با رياضت كشيدن نه با انديشيدن نه با مسائل فلسفى نه با مشاهدات عرفانى , با هيچ راه نمى شود به خدا احاطه پيدا كرد . زيرا او محيط به راه , محيط به رونده و محيط به رفتن اوست . هم محيط به افكار متفكر است هم محيط به تفكر اوست . هم محيط به خود متفكر . در مشاهدات عرفانى خدا هم محيط به عارف است هم محيط به معرفت اوست هم محيط به مشهودات او .
آنچه را كه عارف مشاهده ميكند يا آنچه را كه حكيم مى انديشد محدود است و در تحت احاطه الله . همان بيان قرآن كريم است كه فرمود : ولايحيطون به علما [١] نمى توانند احاطه علمى به خدا پيدا كنند زيرا محدود نميتواند نا محدود را تحت احاطه خود قرار بدهد و باز در همين زمينه فرمود عقل در برابر اكتناه و احاطه علمى به ذات حق تعالى حريم ميگيرد . براى عقل مقدور نيست كه به كنه ذات حق پى ببرد زيرا هرگز محيط محض تحت احاطه محدود قرار نمى گيرد . در خطبه ديگر فرمود :
الحمدلله الذى انحسرت الاوصاف عن كنه معرفته و ردعت عظمته العقول فلم تجد مساغا الى بلوغ غاية ملكوته [٢] .
خدا را هم كه عقل و خرد دانشمندان در برابر ذاتش حريم ميگيرد و نا اميد از اكتناه و احاطه او بر ميگردد .
عظمت خدا عقل ها و انديشه هاى متفكران ژرف نگر را طرد كرد , رد كرد لذا مقدورشان نيست كه به نهايت ملكوت الهى برسند , مقدورشان نيست خدا را آنچنان كه هست بشناسند , لذا هر مقدارى كه شناختند
[١]سوره طه , آيه ١١٠ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٥٤ , صفحه ٤٨٣ .