حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٦ - نظام آفرينش بر اساس عليت
در آنجاست نه حركت در آنجا راه دارد .
روى اين بيان با اصول ديالكتيك هرگز نمى شود فاعليت خدا را اثبات كرد و يا شناخت . نه تنها ذات خدا را نمى شود اثبات كرد و شناخت , صفت ذات را هم نمى شود اثبات كرد و نه ميشود شناخت اگر اصول شناخت اصول ديالكتيك باشد , آنكه استدلالى مى كند به حركت بر محرك اول نظير ارسطو , آن روى اصول متافيزيك است نه اصول ديالكتيك او ميگويد :
حركت محرك ميخواهد كه خود حركت نكند , او موجود را به دو قسم تقسيم ميكند , ثابت و سيال . ميگويد : سيال به ثابت نيازمند است متحرك به محرك نيازمند است و اگر آن محرك حركت كند خود در رديف ساير مستمندان قرار ميگيرد .
خلاصه : ذات خدا و همچنين صفت ذات خدا , منزه از حركت و تحول و دگرگونى است و براى اينكه اين قسمت بهتر تشريح شود به بعضى از بيانات حضرت ( ع ) دوباره استدلال كنيم كه هيچ جائى براى حركت , در ذات و صفت ذات خداوند تبارك و تعالى نيست فرمود :
الاحد لابتأويل عددا [١] .
خداوند احد است و وحدت او احدى است نه عددى .
عدد يك كميتى است كه بر ماده عارض ميشود . چيزيكه ماده نيست و در او ماده راه ندارد . كميت نمى پذيرد وقتى كميت در آنجا راه پيدا نكرد مسائل رياضى هم راه ندارد مسائل رياضى اگر راه نداشت با منطق رياضى هم نمى شود خدا را ثابت كرد و شناخت اوصاف ذاتى خدا را ثابت كرد و شناخت . زيرا منطق رياضى تفسير كمى جهان است تا آنجا كه كميت راه دارد , منطق رياضى توان دارد . تا آنجا كه كميت
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ١٥٢ , صفحه ٤٦٨ .