حکمت نظري و عملي
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
مهمترين رسالت پيامبر ( ص ) ترساندن امت از خداوند سبحان است
٨ ص
(٣)
مهمترين رسالت علماى الهى انذار مردم از خداوند سبحان است
١٠ ص
(٤)
درس اول
١٣ ص
(٥)
تقسيم علم
١٣ ص
(٦)
حكمت نظرى و عملى از نظر نهج البلاغه
١٤ ص
(٧)
حكمت نظرى امام على ( ع )
١٥ ص
(٨)
حكمت عملى امام على ( ع )
٢٠ ص
(٩)
شخصيت علمى و عملى على ( ع ) از زبان شاگردان مكتبش
٢٢ ص
(١٠)
سخن ابن ابى الحديد درباره كلام امام على ( ع )
٢٥ ص
(١١)
درس دوم
٢٨ ص
(١٢)
ابن سينا و امام على ( ع )
٢٩ ص
(١٣)
حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
٢٩ ص
(١٤)
نقش استدلال در شناخت خدا
٣٣ ص
(١٥)
بطلان اصول ديالكتيك از نظر نهج البلاغه
٣٩ ص
(١٦)
منزه بودن حركت , عليت و كار خدا از ذات باريتعالى
٤٠ ص
(١٧)
درس سوم
٤٤ ص
(١٨)
معرفى امام على ( ع ) از زبان خودش
٤٦ ص
(١٩)
نظام آفرينش بر اساس عليت
٤٨ ص
(٢٠)
درس چهارم
٥٩ ص
(٢١)
حكمت عملى
٦٢ ص
(٢٢)
درس پنجم
٧٣ ص
(٢٣)
معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
٧٤ ص
(٢٤)
درس ششم
٨٧ ص
(٢٥)
درس هفتم
١٠٢ ص
(٢٦)
حكمت عملى
١٠٣ ص
(٢٧)
درس هشتم
١١٧ ص
(٢٨)
درس نهم
١٣٤ ص
(٢٩)
درس دهم
١٤٩ ص

حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٦ - نظام آفرينش بر اساس عليت

در آنجاست نه حركت در آنجا راه دارد .

روى اين بيان با اصول ديالكتيك هرگز نمى شود فاعليت خدا را اثبات كرد و يا شناخت . نه تنها ذات خدا را نمى شود اثبات كرد و شناخت , صفت ذات را هم نمى شود اثبات كرد و نه ميشود شناخت اگر اصول شناخت اصول ديالكتيك باشد , آنكه استدلالى مى كند به حركت بر محرك اول نظير ارسطو , آن روى اصول متافيزيك است نه اصول ديالكتيك او ميگويد :

حركت محرك ميخواهد كه خود حركت نكند , او موجود را به دو قسم تقسيم ميكند , ثابت و سيال . ميگويد : سيال به ثابت نيازمند است متحرك به محرك نيازمند است و اگر آن محرك حركت كند خود در رديف ساير مستمندان قرار ميگيرد .

خلاصه : ذات خدا و همچنين صفت ذات خدا , منزه از حركت و تحول و دگرگونى است و براى اينكه اين قسمت بهتر تشريح شود به بعضى از بيانات حضرت ( ع ) دوباره استدلال كنيم كه هيچ جائى براى حركت , در ذات و صفت ذات خداوند تبارك و تعالى نيست فرمود :

الاحد لابتأويل عددا [١] .

خداوند احد است و وحدت او احدى است نه عددى .

عدد يك كميتى است كه بر ماده عارض ميشود . چيزيكه ماده نيست و در او ماده راه ندارد . كميت نمى پذيرد وقتى كميت در آنجا راه پيدا نكرد مسائل رياضى هم راه ندارد مسائل رياضى اگر راه نداشت با منطق رياضى هم نمى شود خدا را ثابت كرد و شناخت اوصاف ذاتى خدا را ثابت كرد و شناخت . زيرا منطق رياضى تفسير كمى جهان است تا آنجا كه كميت راه دارد , منطق رياضى توان دارد . تا آنجا كه كميت


[١]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ١٥٢ , صفحه ٤٦٨ .