حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٣ - حكمت عملى
و ان صبت عليهم المصائب لجأوا الى الاستجارة بك علما بان ازمة الامور بيدك و مصادرها عن فضائك [١] .
اگر حادثه هاى دردناكى رخ بدهد و اگر سانحه هاى اندوهبارى پيش بيايد به خدا متكى اند به آنجا پناهنده مى شوند چون ميدانند زمام تمام كارها به دست خداست و منشأ همه امور قضاى الهى است و اگر بخواهد از قدرتى كمك بگيرد كه اين حوادث را بر طرف كند قدرت خداست از جائى استمداد كند كه اين رويدادها را بر طرف كند همان قدرت حق است . اين بنده خداست و بس . و آزاد از قيد ديگرى يا ديگران آنچه مهم است آزادى انسان است . حكمت عملى براى آن است كه انسان را آزاد كند از هر قيدى و از هر بندى . درباره عمل و تلاش و كوشش در راه عمل اينچنين ميفرمايد :
فاعملوا و انتم فى نفس البقاء والصحف منشورة و التوبة مبسوطة و المدبر يدعى , و المسى ء يرجى , قبل ان يخمدالعمل و ينقطع المهل و ينقضى الاجل , و يسد باب التوبة و تصعد الملئكة [٢] .
فرمود : تا زنده اى و جان دارى و مى توانى نفس بكشى بكوش . تا نامه هاى عمل هنوز باز است و دفتر عمل بسته نشده بكوش . هنوز افراد منحرف دعوت مى شوند و توبه آنها پذيرفته مى شود تا مادامى كه انسان رو برگردان را دعوت مى كنند و توبه اش را مى پذيرند بكوش . تا آنجا كه افراد بد عمل و تبهكار را مهلت مى دهند , تأخير مى اندازند و اميد برگشت هست بكوش . قبل از اينكه عمل تمام بشود و مهلت تمام بشود و اجل فرا برسد و باب توبه بسته شود و فرشته هاى نويسنده اعمال برنامه شان رو به پايان برسد و صعود كنند و انسان از اين جهان به عالم ديگر منتقل بشود ,
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢١٨ , صفحه ٧٢٠ .
[٢]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ٢٣٧ , صفحه ٨٢٢ .