حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٧ - حكمت عملى
از دنيا آزاد كرد رهائى پيدا كرد . او در بند نيست . همان على بن ابيطالب بود كه فرمود : اى دنيا مرا فريب نده من ترا رها كردم . پس حكمت عملى تحصيل آزادگى است كه انسان خود را از دنيا آزاد كند از ذلت و شهوت غضب آزاد كند از بردگى مال و فرزند آزاد كند . از بندگى مقام و جاه آزاد كند هر چه غير خداست دنياست و انسان به او دل ببندد بنده او خواهد شد آزاد نيست . قرآن كريم همه مردم را در رهن و گر و اعمالشان قرار داد مگر اصحاب يمين كه آنها آزادند .
كل نفس بما كسبت رهينة الا اصحاب اليمين [١] .
آنهايند كه آزادند بدهكار نيستند . مرهون نيستند . در رهن و گرو اعمال بد نيستند . راد مرد و آزاد منشند . پس مردم در دنيا دو قسمند . در بعضى از خطب , حضرت دنيا را تشريح ميكند و ميفرمايد اين كه ميگويند دنيا فريب ميدهد بايد به آنها گفت كه تو فريب خوردى نه دنيا فريب داده باشد . دنيا فريبكار نيست تو فريب ميدهى و فريب ميخورى , تو مغرور شدى . او مغرور نكرد . او خود را نشان داد . او نفاقى نداشت . او جسد مرده ها را به تو نشان داد . او دگر گونى اوضاع را به تو نشان داد . او عزل و نصب ها را به تو نشان داد . او دگر گونيهاى اسفبار را به تو نشان داد . اوچيزى را پوشيده نداشت . كتمان نكرد تو مغرور شدى , نه او مغرور كرد . تو فريب خوردى نه او فريب داد . دنيا طبق آن بيان حضرت ( ع ) فريب نمى دهد . تو فريبكارى . تو مغرور شدى . او هر چه داشت رد كرد . چيزى را مكتوم و مستور از تو نگه نداشت .
اگر حكمت حيات قلب است و اگر انسان ميكوشد كه آزاد بشود , آزادى انسان در چيست ؟ فرمود : اگر انسان وارسته بود انسان تقوا داشت در برابر گناه خودش را حفظ كرد در برابر خلاف فرمان حق
[١]قرآن كريم , سوره المدثر , آيه ٣٨ .