حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٨ - نقش استدلال در شناخت خدا
مانند يك اطاق گلى هم نيست كه خود ساخته نباشد و نيازمند به فاعل باشد و آيا كار بدون كارگر ممكن است ؟ آيا چيدن يك ميوه بدون چيننده ممكن است ؟ آيا تخطى و تخلف و تجاوز از مرز بدون متجاوز ممكن است ؟ در نتيجه كار بدون كارگر , فعل بدون فاعل و معلول بدون علت ممكن است ؟ اين اصل كلى كه در خطبه بود , فرمود :
و كل قائم فى سواه معلول [١] .
همانطوريكه يك بنا بدون بناء نمى شود , يك ساختمان بدون سازنده نمى شود , يك اثر بدون مؤثر نمى شود . جهان منظم آفرينش هم بدون خدا محال است بدون آفريننده غير ممكن است .
اين نوع استدلالها در قرآن كريم هست همانطوريكه در جلسه قبل بعرض رسيد , معارف قرآن كريم است كه از زبان اين قرآن ناطق بصورت خطبه و خطابه و نامه و رساله در آمده است . در همين خطبه ٢٢٨ كه محل بحث است حضرت اول نظام علت و معلول را تثبيت كرد و فرمود : هر موجودى معلول است , هر چه هستى او عين ذات او نيست معلول است و هر موجوديكه بغير تكيه كند معلول است . تنها خداست كه عين هستى است و او فقط علت است . و خدا را ميشود هم با چهره دل و هم از راه فكر و انديشه شناخت .
بها تجلى صانعها للعقول و بها امتنع عن نظر العيون [٢] .
بعد از اينكه يك سلسله از اوصاف خدا را مشخص كرد فرمود : با اين آيات با اين علامات با اين نشانه هاى آفرينش , خدا براى دلها تجلى كرد , اگر آئينه دل غبار داشته باشد مجلاى معرفت خدا نخواهد شد , اگر انديشه هاى انديشمندان مادى غبار آلوده باشد , جاى تجلى شناخت خدا نيست .
[١]و ٢ خطبه ٢٢٨ , نهج البلاغه فيض الاسلام صفحه ٧٤٢ .