حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٨ - معرفت خدا و صفات ذاتى حق تعالى
اين موجود مادى و متحرك خواهد بود . همراه اين حركت , اندازه اى است به نام زمان . اگر زمان نبود حركت نيست . اگر حركت نبود , ماده نيست . فرمود خداوند با زمان دگرگون نمى شود تغيير زمانى در او راه ندارد . پس حركت نيست پس ماده نيست . ( لايغيره زمان ) و از آن نظر كه يك بعد مادى نيست در جائى به نام مكان نمى گنجد و مكان حاوى او هم نخواهد بود ( ولا يحو به مكان ) اين مسئله تجرد خداوند را به خوبى ثابت مى كند زيرا منزه از زمان و مكان است منزه از دگرگونى است . چيزى كه مجرد است محكوم دگرگونى و زمان و مكان نيست .
كل مادى فهو متحرك فهو متغير فهو زمانى .
هر موجود مادى اى داراى حركت و دگرگونى و زمان و مكان است . عكس نقيضش اين است . هر چه كه حركت و دگرگونى و مكان ندارد مادى نيست يعنى مجرد است . باز همين مسئله منزه بودن از زمان را مطرح كرد فرمود :
ولم يتقدمه وقت ولا زمان ولم يتعاوره زيادة ولانقصان [١] .
خداى متعال مسبوق به وقت و زمان نيست . زمان بر او پيشى نگرفت سابقه زمانى ندارد زيادى و كمى بر نميدارد . و اگر موجود مادى بود وقت و زمان مى داشت و مسبوق به وقت و زمان هم بود . چون هر موجودى مادى پديده اى است مادى و زمانى . و هر موجود مادى زياد و نقص در او راه دارد . چيزى را از دست مى دهد , چيزى را فرا مى گيرد , صفتى را رها مى كند , كمالى را تحصيل مى كند , زياده و نقص در او راه دارد , وقت و زمان در او راه دارد . اگر يك موجودى منزه از وقت و زمان بود مبراى از زياده و نقص بود مادى نخواهد بود پس مى شود مجرد . چون :
كل مادى فله وقت و زمان و عليه زيادة و نقصان .
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه ١٨١ , صفحه ٥٨٨ .